اسماء الحسنی

آموزه های قرآنی(تفسیر و علوم قرآنی-مسابقات قرآنی)

اسماء الحسنی

آموزه های قرآنی(تفسیر و علوم قرآنی-مسابقات قرآنی)

اسماء الحسنی

همانطور که از اسم وبلاگ پیداست موضوع اصلی آن شناخت و معارف قرآن است.نویسنده وبلاگ دانش آموخته حوزه و دانشگاه است که در سطح خارج فقه و اصول و کارشناسی ارشد دروس کلاسیک را گذرانده و مطالعاتی را در بیش از سه دهه بر اساس علایق و انگیزه های شخصی در باره تفسیر و علوم قرآنی دارد.

پل ارتباطی با نویسنده و بلاگ در پیام رسان ها

با شماره 09218305249


دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات
  • ۸ مرداد ۹۷، ۱۲:۰۰ - منتظر المهدی
    خدا قوت
  • ۱ مرداد ۹۷، ۱۸:۴۰ - منتظر المهدی
    خدا قوت
نویسندگان

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰


3. فهم قرآن در انحصار معصومان (علیهم السلام) است


الف. آیات


1. «إُنَّه لقرآنٌ کریمٌ فی کتابٍ مَّکنونٍ لاَّ یمسُّهُ إِلاَّ المطهَّرونَ» (واقعه: 77- 79): به راستی که قرآن، خواندنی ارجمندی است که در نوشتاری پنهان قرار دارد و جز پاک شدگان به آن دست نمی یابند.
با توجه به اینکه ضمیر «لا یمسّه» به قرآن بر می گردد مراد از «مطهّرون» معصومان (علیهم السلام) هستند که از هر پلیدی پاک اند و «مسّ» نیز به معنای درک معنای قرآن کریم است، مفاد آیه چنین خواهد شد: هیچ کس جز معصومان (علیهم السلام)معانی قرآن را درک نمی کند.

نقد:
این استدلال مبتنی بر سه مقدمه است، اینکه مقصود از ضمیر در «لا یمسّه» قرآن کریم موجود باشد محل تردید است زیرا احتمال دارد کتاب مکنون یا حقیقت قرآن که در لوح محفوظ است، باشد (اردبیلی، بی تا: 29). ممکن است مقصود از مطهرون چنانکه برخی از مفسران احتمال داده اند معصومان (علیهم السلام) باشند (خویی 1407: 5 / 381، 382) و ممکن است پاک شدگان از حدث باشند. چنانکه در قرآن کریم پس از دستور وضو، غسل و تیمّم حکمت این اعمال «لیطهَّرکم» بیان شده است (مائده: 6). برخی نیز احتمال داده اند: مقصود، فرشتگان باشند.

و برای واژه ی «مسّ» واژه شناسان معانی متعددی مانند: درک با حس لامسه، رساندن دست به چیزی و رسیدن آب به بدن را ذکر کرده اند (خلیل بن احمد 1409: 7 / 208؛ فیومی 1405:ص238، ابن فارس، بی تا: 5 / 271؛ راغب 1392: 467؛ ابن منظور 1408: 13 / 104). لکن ظاهراً اینها مصادیق «مسّ» است و معنای آن تماس دو چیز است، خواه بین دو شیء خارجی و خواه بین ذهن و خارج باشد. در قرآن کریم این واژه در چند آیه به کار رفته است (آل عمران : 140)، لکن به معنای فهم و درک به کار نرفته است. بعید نیست درک حقیقت قرآن کریم را که جز با علم حضوری میسر نیست، مصداقی از تماس دانست. علامه طباطبایی همین احتمال را در تفسیر آیه مورد بحث پذیرفته اند (طباطبایی: 1393: 19 / 137). بنابراین احتمال اینکه مراد از «مس» تماس بدن با متن آیات (نجفی 1365: 2 / 314 و 315؛ قطب راوندی 1405: 1 / 49؛ بحرانی 1957: 122، 204 و حویزی: 315-317) یا تماس با حقیقت قرآن کریم باشد، بر این احتمال که مراد فهم عبارات آیات قرآن کریم باشد، ترجیح دارد، در نتیجه این آیه نمی تواند دلالتی بر فهم ناپذیر بودن قرآن کریم برای غیر معصومان داشته باشد.

روایات تفسیری نیز مؤید این دو احتمال است و این ادعا در هیچ یک از آنها به چشم نمی خورد. (مجلسی 1033: 33 / 27؛ طوسی 1364؛ 127 و همان 1412: 1 / 113)

2. «هو الَّذی أَنزل علیک الکتابَ منهُ آیاتٌ مُّحکماتٌ هنَّ أُمُّ الکتاب و أُخر متشابهاتٌ فأَمَّا الَّذینَ فی قلوبهم زیغٌ فیتَّبعونَ ما تشابه منهُ ابتغاء الفتنةِ و ابتغاء تأَویلهِ و ما یعلم تأَویلهُ إِلاَّ الله و الرَّاسخونَ فی العلمِ یقولونَ آمنَّا بهِ کلٌّ مِّن عندِ ربِّنا...» (آل عمران: 7)

در استدلال به آیه ی گفته شده مقصود از راسخان در علم، معصومان (علیهم السلام) و مقصود از تأویل، تفسیر قرآن کریم است و ضمیر «تأویله» به کل قرآن کریم یا متشابهات که نیازمند تفسیرند، باز می گردد؛ بنابراین معنی آیه این است که تفسیر قرآن کریم یا آیات متشابه را کسی جز خدا و معصومان (علیهم السلام) نمی داند.

نقد: این استدلال مبتنی بر آن است که تأویل در آیه به معنای تفسیر باشد با توجه به نادرستی یکی دانستن تفسیر و تأویل بطلان آن آشکار می گردد.
  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰

2. فهم قرآن فراتر از عقل بشر است


روایاتی دلالت دارد که فهم قرآن بیش از هر امر دیگری از عقل بشر دور است.

این روایات عبارت اند از:

الف. امام صادق (ع) ضمن نامه ای فرمود: «اما آنچه درباره ی قرآن کریم پرسیدی، آن نیز از افکار ناهماهنگ تو است؛ چرا که قرآن کریم آن گونه که تو گفتی نیست و آنچه را شنیده ای معنایش بر خلاف رأی توست. جز این نیست که قرآن کریم مثلهایی برای اهل دانش است، برای گروهی که قرآن کریم را چنانکه شایسته آن است تلاوت می کنند. و ایشان کسانی اند که به قرآن کریم ایمان می آورند و آن را می شناسند. و اما بر غیر آنان، قرآن کریم سخت مشکل و از دل هایشان دور است، از این رو است که رسول خدا (ص) فرمود: «به راستی که چیزی دورتر از تفسیر قرآن کریم به دل های این قبیل اشخاص نیست. در این قرآن کریم همه ی مردم مگر کسی که خدا بخواهد، سر گردانند». پس از آن فرمود: «و اگر آن را به رسول (ص) و اولی الامر خویش ارجاع می دادند، قطعاً کسانی از آنان قرآن کریم را در می یابند: (نساء: 83)، لکن غیر آنان هرگز آن را نمی دانند».

(برقی 1413: 268)

ب. جابر بن یزید جعفی می گوید: از امام باقر (ع) تفسیر آیه را سؤال کردم و آن حضرت پاسخ داد. بار دیگر از همان آیه سؤال کردم و آن حضرت پاسخ دیگری داد. گفتم: در این باره پاسخ دیگری به من داده بودید. فرمود: ای جابر، برای قرآن کریم ظاهری و باطنی است و برای باطن آن باطنی دیگر است. ای جابر، از عقل مردم چیزی دورتر از تفسیر قرآن نیست، زیرا آغاز یک آیه درباره ی امری و پایان آن درباره ی امر دیگری است؛ در حالی که کلامی پیوسته و چند وجهی است.

ج. عبدالرحمن بن حجاج می گوید: «سمعت ابا عبدالله (ع) یقول: لیس شیء ابعد من عقول الرجال عن القرآن» (حر عاملی، بی تا: 18 / 149؛ عیاشی 1411): از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمود: از عقل مردم چیزی دورتر از قرآن نیست.

د. از امام باقر(ع) روایت کرده اند که فرمود:
«لیس شیء ابعد من عقول الرجال من تفسیر القرآن انّ الآیه ینزل اوّلها فی شیء و اوسطها فی شیء و آخرها فی شیء» (حرّ عاملی، بی تا: 18 / 150): از عقول انسان ها چیزی دورتر از تفسیر قرآن نیست، زیرا آغار یک آیه درباره یموضوعی، بخش میانی آن درباره ی موضوعی دیگر و پایان آن پیرامون امر دیگری است.

هـ. از امام صادق(ع) روایت کرده اند که فرمود: «یا جابر! ان للقرآن بطناً و للبطن ظهراً و لیس شیء ابعد من عقول الرجال منه انّ الایه لینزل اوّلها فی شیء و آخرها فی شیء و هو کلام متصرف علی وجوه» (عیاشی 1411: 1 / 22): ای جابر، برای قرآن کریم، بطنی و برای آن بطن ظاهری است و از عقل مردم چیزی دورتر از قرآن کریم نیست، زیرا آغاز یک آیه درباره یموضوعی نازل می شود، بخش میانی آن درباره ی موضوعی دیگر و پایان آن درباره ی موضوع دیگری است و آن کلامی چند وجهی است.

و. همچنین از آن حضرت روایت کرده اند که فرموده: «ما من امر یختلف فیه اثنان الاّ و له اصل فی کتاب الله عزّوجل ولکن لا تبلغه عقول الرجال» (برقی 1413: 267): هیچ موضوعی نیست که دو نفر درباره ی آن اختلاف کنند، مگر آنکه در قرآن کریم راجع به آن مبنایی وجود دارد لکن عقل مردم به آن نمی رسد.

نقد روایات:

این روایات به جز روایت دوم همه مرسلند. سند روایت دوم نیز، ضعیف است، زیرا هیچ یک از دانشمندان علم رجال، شریس وابشی یا بشر وابشی، را که از راویان آن است، توثیق نکرده اند.
اما صرف نظر از سند این روایات، دلالت ندارد که ظاهر همه ی آیات قرآن، برای غیر معصومان نامفهوم است، بلکه مراد فهم کل معارف قرآن، اعم از معانی ظاهری و باطنی آیات است که مورد پرسش راوی و امام (ع) بوده است؛ و یا روایات ناظر به فهم معانی باطنی قرآن است؛ زیرا:

الف. روایت نخست، قرآن را منحصر در مثل هایی برای مؤمنان عالم می داند که آن را به نحو شایسته تلاوت می کنند و به آن ایمان می آورند. با توجه به این که قرآن کریم خود می فرماید: قرآن کریم مثل برای همه است که برای فهم همه ی مردم، در قالب الفاظ قرار گرفته و تا این حد فرود آمده است، روشن می شود که مقصود از این روایت معنی ظاهری آیات است و همه ی آیات قرآن کریم نیست؛ بلکه به قرینه ی عبارت و «لا قادرین علی تأویله» می توان گفت: مقصود از تفسیر در این روایت، تأویل قرآن کریم است.

ب. در روایت دوم و پنجم نیز مطرح شدن موضوع بطن قرآن کریم دلالت دارد که مقصود، فهم ظاهری آیات نیست و دور بودن قرآن کریم از عقل بشر، ناظر به معانی باطنی آن است. روایت های سوم و چهارم نیز به قرینه ی شباهت پایان روایت های دوم و پنجم همین مطلب را بیان می کنند.

ج. آخرین روایات نیز ناظر به جامعیت قرآن کریم است و اینکه هیچ امر مورد اختلافی نیست مگر آنکه حقیقت آن در قرآن کریم آمده و قرآن کریم از چیزی فرو گذار نکرده است؛ لکن فهم این همه، برای همگان ممکن نیست. از این روایات نیز استفاده نمی شود که فهم مفاد ظاهری هیچ یک از آیات میسور نیست.

  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰

ادلّه ی فهم ناپذیری قرآن کریم برای غیر معصومان


1. جایگاه رفیع قرآن کریم


قرآن کریم کلام خداوند سبحان و تجلی ذات و صفات اوست و تردیدی نیست که باید بین کتاب و مفسر آن تناسب وجود داشته باشد، ولی مقام بلند کتاب خدا و توان علمی محدود انسان های عادی با یکدیگر سنخیت ندارد. بنابراین، فهم قرآن کریم ویژه ی کسانی است که با قرآن سنخیت دارند و آنان، تنها معصومان (علیهم السلام) هستند.

(آخوند خراسانی 1366: 2 / 60 صدر 1410: 223)

نقد:
این استدلال بر دو مقدمه استوار است؛ نخست اینکه قرآن حاوی معارفی پیچیده و فهم ناپذیر برای افراد عادی است و دوم، ملازمه ی بین آن و فهم ناپذیر بودن قرآن برای غیر معصومان. مقدمه ی اول مقبول است؛ قرآن کریم علاوه بر معانی ظاهری، مشتمل بر معانی باطنی است که تنها معصومان (علیهم السلام) از آن آگاهند، لکن مقدمه ی دوم نادرست است و دلیلی بر این ملازمه وجود ندارد. قرآن کریم در عین آنکه مشتمل بر معارف بلند است، می تواند معارفی دست یافتنی برای عموم مردم نیز داشته باشد. در مقام اثبات مفهوم بودن قرآن برای عموم انسان ها می توان به این آیات و روایات استدلال کرد:

الف: آیات

«إِنَّا أَنزلناهُ قرآناً عربیًّا لَُّعلَّکم تعقلونَ» (یوسف: 2): به درستی که ما آن (کتاب) را (به صورت) خواندنی عربی نازل کردیم تا شما درک کنید.

«هذا بیانٌ لِّلنَّاسِ و هدی و موعظةٌ لِّلمتَّقینَ» (آل عمران: 138): این (کتاب) بیانی است برای مردم و هدایت و موعظه ای است برای پرهیزکاران.

«و لقد یسَّرنا القرآنَ للذِّکر فهل مِن مُّدَّکرٍ» (قمر: 17): به تحقیق قرآن را برای ذکر (پند گرفتن) آسان نمودیم. پس آیا پند گیرنده ای هست؟

«أَفلا یتدبَّرونَ القرآنَ و لو کانَ مِن عندِ غیرِ اللهِ لوجدوا فیهِ اختلافاً کثیراً» (نساء: 82): پس آیا در قرآن تدبّر نمی کنند که اگر از نزد غیر خدا بود، هر آینه در آن اختلاف فراوان می یافتند.

«أَفلا یتدبَّرونَ القرآنَ أَم علی قلوبٍ أَفقالها» (محمد: 24): پس آیا در قرآن تدبّر نمی کنند؟ یا بر دل های (که آن را نمی پذیرند) قفل هایش نهاده است.

«کتابٌ أَنزلناهُ إِلیکَ مبارکٌ لِّیدَّبَّروا آیاته و لیتذکَّر أُولوا الأَلبابِ» (ص: 29): کتابی است مبارک که به سوی تو نازل کردیم تا در آیاتش تدبّر کنند و خردمندانه پند گیرند.

ب. روایات

علی (ع) در روایتی فرمود:
«واردد الی الله و رسوله یضلعک من الخطوب و یشتبه علیک من الامور فقد قال الله سبحانه لقوم احب إرشادهم «یا ایّها الّذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرّسول» فالرّد الی الله الاخذ بمحکم کتابه...»
(رضی 1365: 1008 نامه ی 43):
کارهای مشکلی که تو را درمانده می کند و اموری که بر تو مشتبه می شود، به خدا و رسول او بازگردان، که خدای متعال به قومی که ارشاد آنان را دوست داشته، فرموده است: و ای کسانی که ایمان آورده اید. خدا را اطاعت کنید و از فرستاده خدا و اولی الامری که از خود شماست پیروی کنید و اگر در چیزی نزاع کردید، آن را به خدا و روسل باز گردانید، باز گردانیدن به خدا در نظر گرفتن آیات محکم کتاب اوست.

همچنین آن حضرت فرمود:
«فانظر ایّها السّائل فما ذلک القرآن علیه من صفته فأتمّ به واستضی بنور هدایته» (همان: 234 خطبه ی 90): ای پرسش کننده (از وصف خدا) (به قرآن) بنگر و از اوصاف خدا، آنچه که قرآن تو را به آن راهنمایی کرده، پیروی کن و از نور هدایتش پرتو برگیر.

از پیامبر گرامی اسلام روایت کرده اند که فرمود:
«... فاذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن فانه... هو الدلیل یدلّ علی خیر سبیل و هو کتاب فیه تفصیل و بیان...» (کلینی 1388: 2 / 573): هر گاه فتنه ها مانند پاره های شب تاری بر شما مشتبه شدند، به قرآن روی آورید، زیرا... قرآن راهنمایی است که به بهترین راه هدایت می کند و کتابی است که در آن تبیین و توضیح حقایق است.

این روایات به روشنی دلالت دارد که راه بهره گیری از قرآن کریم بدون تبیین معصومان (علیهم السلام) به طور کلی به روی بشر بسته نیست.

ج. تحدّیات قرآن کریم

مفاد آیات تحدی مستلزم فهم پذیر بودن قرآن کریم حتی برای غیر مسلمانان است. شکی نیست که پیامبر اسلام (ص) قرآن کریم را به عنوان معجزه ی رسالت خویش معرفی کرده است و از همه ی منکران خواسته است که اگر می توانند مانند دست کم یک سوره از آن را بیاورند؟ حال اگر قرآن کریم برای غیر معصومان فهم پذیر نباشد، چگونه می توان از منکران قرآن خواست همانند چیزی را که نمی فهمند بیاورند یا درباره ی همطرازی گفته های دیگران با قرآن، داوری کنند؟ تلاش برای آوردن همانند آیاتی که فهمیده نمی شود، کاری ناممکن و در خواست آن از دیگران غیر منطقی است. مخاطبان اولیه ی تحدی قرآن کریم، کافرانی بودند که پذیرای تبیین آیات از رسول خدا (ص) نبودند؛ اگر آن حضرت آیات را بر خلاف فهم ایشان تفسیر می نمود نمی پذیرفتند بنابراین این مقصود آن است که با تدبر در قرآن کریم و فهم محتوای آن، به حقانیت آن پی ببرند و با ناتوانی در تحدی حقانیت آن را دریابند. تحدی در آیه ی «أَفلا یتدبَّرونَ القرآنَ ولو کان مِن عند غیر اللهِ لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً» (نساء: 82) فهم پذیر بودن را روشن تر بیان می کند؛ زیرا مفاد این آیه آن است که با تدبر در آیات قرآن کریم مفاد آیات فهمیده می شود. و هماهنگی آیات با یکدیگر نیز روشن می گردد. با توجه به ویژگی های قرآن کریم و انسان، آشکار می شود که تدوین کتابی با چنین درجه ای از هماهنگی از حدود توان بشر خارج است.
(مصباح یزدی 1376: 1 / 154 به بعد )
  • سید محمد عبداللهی