اسماء الحسنی

آموزه های قرآنی(تفسیر و علوم قرآنی-مسابقات قرآنی)

اسماء الحسنی

آموزه های قرآنی(تفسیر و علوم قرآنی-مسابقات قرآنی)

اسماء الحسنی

همانطور که از اسم وبلاگ پیداست موضوع اصلی آن شناخت و معارف قرآن است.نویسنده وبلاگ دانش آموخته حوزه و دانشگاه است که در سطح خارج فقه و اصول و کارشناسی ارشد دروس کلاسیک را گذرانده و مطالعاتی را در بیش از سه دهه بر اساس علایق و انگیزه های شخصی در باره تفسیر و علوم قرآنی دارد.

پل ارتباطی با نویسنده و بلاگ در پیام رسان ها

با شماره 09218305249


دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات
  • ۸ مرداد ۹۷، ۱۲:۰۰ - منتظر المهدی
    خدا قوت
  • ۱ مرداد ۹۷، ۱۸:۴۰ - منتظر المهدی
    خدا قوت
نویسندگان

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ایمان» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰


نگاشت های تفسیری سوره حجرات آیه 10


إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ﴿۱۰


در حقیقت مؤمنان با هم برادرند پس میان برادرانتان را سازش دهید و از خدا پروا بدارید امید که مورد رحمت قرار گیرید (۱۰)


واژه شناسی:


اِنَّما: این واژه به دوشکل به کار می رود

الف- به صورت«إنما»حصرـ که إن و ما،یک کلمه به حساب می آید ـ و«ما»در آن، به اصطلاح اهل ادب،مای کافه بوده و در رسم الخط،به صورت متصل»إنما« نوشته می شود.


ب- «إن»تاکید و«ما»موصول،ـ که در این جا،هم در زمان تلفظ و هم،در کتابت ـ از هم جدا است،تا معنای صحیح آن فهمیده شود.

در آیه مورد بحث انَّما از نوع اول است که معنای حصر دارد.


اِخوَه: جمع اَخ -آنکه تو را با دیگرى در نسب یا قرابت یا دوستى پیوند زند ، یار ، دوست ، آنکه در هر مناسبت و مشارکتى با تو پیوند داشته باشد ، برادر .



پیام ها:


1-    برادری و اخوت حقیقی در پرتو ایمان به خدا وجود دارد .بنابر این برادری تنها در میان مومنان به خداوند بر قرار است.

2-    مومنان به راستی برادر یکدیگرند

3-    اخوت و برادری بارزترین ویژگی در زندگی اجتماعی مومنانه

4-    ایمان عامل محکم و بی بدیل برقرارکننده دوستی و پیوند عمیق میان انسان ها

5-    ستیزمیان مومنان ،ناسازگار با روح ایمان و برادری

6-    جامعه مومنانه نیازمند تنش زدایی و ستیز زدایی

7-    مومنان در نظام برادری دینی دارای مسئولیت در قبال یکدیگر

8-    انسان های بی تفاوت در قبال مشکلات و درگیری های جامعه اسلامی فاقد روح واقعی ایمان

9-    تامین حفظ منافع یکایک مومنان در پرتو حاکمیت روح برادری بر تمامی اعضای جامعه

10-        نیاز همیشگی جامعه اسلامی به تبلیغ روح برادری و تحکیم مودت و دوستی میان اعضای آن

11-        لزوم رعایت تقوی و ارزش های الهی در میانجیگری و ایجاد صلح میان مومنان

12-        فروهشتن مسئولیت های دینی و بی تفاوتی در برابر مشکلات جامعه بی تقوایی است

13-        رعایت تقوای الهی همواره کننده راه بهره مندی از رحمت خداوند است

14-        تفرقه و اختلاف در جامعه اسلامی و بی تفاوتی در قبال آن مایه محرومیت از رحمت الهی است

15-        حاکمیت رحمت الهی بر جامعه منوط و مشروط به خیرخواهی تک تک افراد نسبت به یکدیگر است




خلاصه برداشت:
ایمان برادری ایجاد می کند برادری ایمانی عامل مهم سازگاری اجتماعی است سازگاری اجتماعی عامل تقوی الهی و جامعه برخوردار از تقوی شایسته برخورداری از رحمت الهی است.

  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰

Image result for ‫تفسیر سوره حجرات‬‎


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ*


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ*


به نام خدای بخشاینده مهربان*ای کسانی که ایمان آورده اید، بر خدا و، پیامبر او پیشی مگیرید و از خدابترسید،

زیرا خدا شنوا و داناست


پیام کلی آیه :


در آیه اول به ما می آموزد که در قول و رفتار و کردار بر خدا و رسولش جلو نیفتیم و سبقت نگیریم.


پیام ها:


1-    * نهی از سبقت و پیشی گرفتن مومنان بر خدا و رسول در گفتار و کردار

2-    * ایمان واقعی مستلزم پیروی کامل از دستورات دین و پرهیز از بدعت و خود رایی

3-    *برخی مومنان عجولانه در احکام خدا و رسول دخالت می کردند و این آیه صریحا با جمله ی"لا تقدموا "آنان را از این عمل نهی می کند

4-    *برخی مسلمانان حکم به جواز احکامی می کردند پیش از آنکه حکم آن از طریق خدا و رسول به آنان ابلاغ و اعلام گردد.

5-    *اطاعت و پیروی فرمان رسول خدا همانند فرمان خداوند واجب و لازم است

6-    *لزوم رعایت تقوای الهی در زمینه احکام دین

7-    *مخالفت با احکام دین ناسازگار با روح تقوا

8-    *در آیه دو وصف از اوصاف الهی یعنی سمیع و علیم بودن خداوند آمده است

9-    *دانایی و شنوایی خداوند موجب رعایت تقوا و خویشتن داری

10-*لزوم تسلیم روحی و درونی در برابر حکم خداوند و پیامبر صلی الله علیه و آله


  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰

"بقیت الله" در قرآن کریم مربوط به کم فروشی است، در روایات مربوط به امام زمان علیه السلام! پاسخ این سؤال یا شبهه‌ی رایج چیست؟


 برای ورود، استناد و نیز تبرک، یکبار این سه آیه را با هم و با دقت بخوانیم و بعد راجع به آن بحث نماییم:

« وَإِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ قَدْ جَاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ فَأَوْفُوا الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ »

ترجمه: و بسوی «مدین» برادرشان شعیب را (فرستادیم)؛ گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که جز او، معبود دیگری برای شما نیست! پیمانه و وزن را کم نکنید (و دست به کم‌فروشی نزنید)! من (هم اکنون به حسب ظاهر) شما را در نعمت می‌بینم؛ (ولی من خیرخواه شماهستم و) از عذاب روز فراگیر، بر شما بیمناکم!

« وَیَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ »

ترجمه: (شعیب در ادامه سخنانش به قوم مدین گفت:) و اى مردم! پیمانه و وزن را با عدالت وفا کنید و بر اشیاء مردم عیب مگذارید و از حق آنان نکاهید و در زمین فساد مکنید.

« بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ وَمَا أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظٍ » (هود علیه السلام، 85 و 86)

ترجمه: آنچه خداوند برای شما باقی گذارده (از سرمایه‌های حلال)، برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید! و من، پاسدار شما (و مأمور بر اجبارتان به ایمان و مسئول عمل خلاف شما) نیستم!

●- بله، همانطور که مشهود است، ظاهر آیه، مربوط به وزن و کیلوی عادلانه در خرید و فروش می‌باشد، ولی هیچ منافاتی با « بَقِیَّتُ اللَّهِ » بودن امام زمان علیه السلام ندارد.

هر قومی به صفت یا صفات ناپسندی مشهور بودند، مانند قوم بنی‌اسرائیل به کفر و لجاجت و دنیاگرایی – یا قوم لوط، به عمل شنیع لواط – یا برخی از قبایل اعراب به دختر کشی ... [چنان که امروزه نیز در سرتاسر دنیا چنین است]. از انحطاط‌های فکری و عملی قوم شعیت نیز به غیر شرک، انواع و اقسام ظلم‌ها بود و از جمله «کم‌فروشی»! پس خداوند متعال به واسطه‌ی پیامبران‌شان، به آنها فرمود که شرک نورزند، خداوند را عبادت و اطاعت کنند، در خرید و فروش وزن و کیلو را رعایت کنند، کم فروشی نکنند، در زمین فساد نکنند، بدانند که خیر در سودی است که خداوند متعال برای آنان باقی می‌گذارد [چه منافع مادی و چه معنوی – چه دنیوی و چه اخروی]، و بالاخره آن که همه بدانند، مربیان و هادیان خیرخواه جوامع، مسئول پذیرش یا عدم پذیرش آحاد آن جوامع نمی‌باشند.

الف – بی‌تردید، هر کلام، متن و گزاره‌ای که تجزیه و مُثله شود، معنا، مفهوم، مقصود، عمق و گستره‌ی خود را از دست می‌دهد.

●- فرض کنید که کسی این آیات را بخواند و بگوید: یک حکایت تاریخی از گفتگوی حضرت شعیب علیه السلام با قوم مدین است و ما به   ربطی ندارد! و حال آن که شرک، غش در معاملات و انواع فساد روی زمین، همچنان وجود دارد.

ب – گاهی یک دستور العملی (قانون، فقه، احکام)، صادر می‌شود، اما هدف و حکمت آن جداگانه به عنوان یک اصل بیان می‌گردد؛ مثل این که بگویند: «در مصرف آب اسراف نکنید، که اسراف، ظلم به خود، جامعه، دیگران و حتی نسل‌های می‌باشد» - حال آیا کسی می‌تواند بگوید: «این اسراف و حکم به ظلم بودن آن، فقط مخصوص به مصرف آب می‌باشد»؟! خیر؛ چرا که اسراف نکردن آب، یک حکم موضوعی بود، اما ظلم بودن اسراف، یک اصل و بیان حکمت آن حکم بود.

ج – در آیات مورد بحث، ابتدا می‌فرماید: « اعْبُدُوا اللَّهَ – خدا را بندگی کنید» و بعد می‌فرماید که در وزن و کیلو، عدالت و قسط را رعایت کنید و نتیجه را متذکر می‌گیرد که «اگر مؤمن هستید، این برای شما خیر است - ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ».

آیا می‌شود گفت: که بندگی خدا، انحصار در پرهیز از کم‌فروشی دارد؟! و یا تنها شاخصه مؤمنین، رعایت در قسط به هنگام خرید و فروش است؟! و یا تنها خیر مؤمنان همین است؟!

***- « بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ وَمَا أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظٍ »

پس از دعوت به توحید، تذکر این که جز او الهی وجود ندارد، به چند مسئله در خرید و فروش و نیز تمامی تعاملات تأکید نمود؛ فرمود: هم کم‌فروشی نکنید و هم در زمین فساد نکنید. اگر چه کم‌فروشی نیز خودش فساد (تباهی) است، اما یک اصل کلی را بیان داشت و نمی‌توان گفت: «بنابراین، فقط کم‌فروشی فساد است».

پس از این دعوت، تذکرات و احکام حقوقی، به یک اصل اعتقادی اشاره نموده است مبنی بر این که «شما خدا را عبادت کنید، خیر شما در آن چیزی است که او برای شما باقی بگذارد»؛ چرا که آدمی هر گناهی که مرتکب شود نیز به تصور بردن سود و فایده می‌باشد.

حال آیا می‌توان گفت که « خیر ما در هر چیزی هست که خدا برای ما قرار دهد و باقی بگذارد، فقط اختصاص به سود تجاری دارد »؟!

ایمان به خداوند متعال نیز "تجارت" است:

حال اگر کسی می‌خواهد اصرار کند که «خیر، الاّ و لابد موضوع تجاری است»! دقت کند که در این دنیا هیچ کاری نیست که داد و ستد (تجاری) نباشد، حتی ایمان به خداوند متعال و رسول او صلوات الله علیه و آله؛ چنان که فرمود:

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنْفُسِکُمْ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ » (الصف، 10 و 11)

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آیا شما را به تجارتی راهنمائی کنم که شما را از عذاب دردناک رهایی می‌بخشد؟! * به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید؛ این برای شما (از هر چیز) بهتر است اگر بدانید!

حتی اگر کسی دو رکعت نماز با توجه، خشوع و اخلاص هم اقامه کند، باز هم تجارت کرده، چرا که دقایقی از عمر، توجه و قلب خود را هزینه کرده تا در مقابل رشد، کمال و قرب الهی را به دست آورد. و چنان که در آیات بسیاری فرموده که مؤمنان با خداوند متعال معامله می‌کنند و کفار و مشرکان و فاسدان، آیات الهی و حیات پر نعمت اخروی را به بهای اندک متاعی در دنیا می‌فروشند.

کم فروشی‌های معنوی (اعتقادی) و عملی:

بنابراین، درست وزن نکردن، کم‌فروشی، حق مردم را ضایع نمودن، غش در معامله کردن، عیب گذاشتن روی سرمایه‌ها و دارایی‌های مردم و در نتیجه فساد (تباهی) روی زمین، در امور معنوی (اعتقادی) و بالتبع عملی، به مراتب بیشتر از مصادیق اقتصادی و مادی آن می‌باشد.

خداوند متعال فرمود که به پیامبرانش "کتاب" و "میزان" نازل نمود [هر دو نازل شده می‌باشند]، برای چه؟ برای قیام مردم به قسط. پس اگر مردم در معامله‌ی با خداوند سبحان، کم‌فروشی نمی‌کردند؛ از اطاعت رسول خدا صلوات الله علیه و آله روی بر نمی‌گرداندند، کتاب خدا را پشت سر نمی‌گذاشتند، به خاطر بهایی اندک از مال و لذت و شهوت دنیا، امامان علیه السلام را یکی پس از دیگری ترور نمی‌کردند و ...؛ وضعیت این نبود که هست. لذا می‌فرماید: توجه کنند که بازمانده و باقی گذاشته خدا [آخرین امام و حجت الهی] خیر آنان است، البته اگر ایمان دارند: « بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ».

پس، خیر ما در آن چیزی است که خداوند برای ما باقی بگذارد و البته که آخرین امام علیه السلام، مظهر اتمّ " خیری است که خداوند هادی برای ما باقی گذارده است.

  • سید محمد عبداللهی