اسماء الحسنی

آموزه های قرآنی(تفسیر و علوم قرآنی-مسابقات قرآنی)

اسماء الحسنی

آموزه های قرآنی(تفسیر و علوم قرآنی-مسابقات قرآنی)

اسماء الحسنی

همانطور که از اسم وبلاگ پیداست موضوع اصلی آن شناخت و معارف قرآن است.نویسنده وبلاگ دانش آموخته حوزه و دانشگاه است که در سطح خارج فقه و اصول و کارشناسی ارشد دروس کلاسیک را گذرانده و مطالعاتی را در بیش از سه دهه بر اساس علایق و انگیزه های شخصی در باره تفسیر و علوم قرآنی دارد.

پل ارتباطی با نویسنده و بلاگ در پیام رسان ها

با شماره 09218305249

کانال قرآنی رحیق مختوم در ایتا:

https://eitaa.com/rahighemakhtoom


دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات
  • ۸ مرداد ۹۷، ۱۲:۰۰ - منتظر المهدی
    خدا قوت
  • ۱ مرداد ۹۷، ۱۸:۴۰ - منتظر المهدی
    خدا قوت
نویسندگان

۱۵ مطلب با موضوع «کتاب و عترت» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

تفسیر نگاشت سوره حمد آیه 1


بسم الله الرحمن الرحیم


بر خلاف نوشتارهای مرسوم در کتب تفسیری ،نخست می خواهم برای شناسایی آیه بی بدیل قرآن یعنی " بسم الله الرحمن الرحیم "سراغ اشعار شاعران ودل پاره های ادبی عرفانی بروم. شاید به این نوع نگاه کمتر توجه کرده باشیم.


بسم الله الرحمن الرحیم

هست کلید در گنج حکیم

***

باب دل را هست مفتاحی عظیم

اوست بسم الله الرحمن الرحیم

***

تو در کشتی فکن خود را مپای از بهر تسبیحی 

که خود روح القدس گوید به بسم الله مجریها 

***

مده به خاطر نازک ملالت از من زود 

که حافظ تو خود این لحظه گفت بسم الله 
***

اگر نه مدّ بسم الله بودی تاج عنوان ها 

نگشتی تا قیامت نوخط شیرازه دیوان ها

***

عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم

هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم

***

زیر لب با یا غفور یا رحیم باز بسم الله الرحمن الرحیم

می پرم از ذهن شیطان الرجیم باز بسم الله الرحمن الرحیم

قل هو الله احد دل می کنم از غیر او دل می نهم در بند او

دور از چشمان خناس جحیم باز بسم الله الرحمن الرحیم

***

و این غزل زیبااز جناب آقای فهیم بخشی

 

از ازل  مبناست ، بسم الله الرحمن الرحیم

عشق را معناست ، بسم الله الرحمن الرحیم

 شعر هستی با ردیفِ " عشق و انسان " شد غزل

 مطلع دنیاست ، بسم الله الرحمن الرحیم

حرف حرفش ، رشته اقیانوس قایم بر حیات

عُروَة الوثقی است ، بسم الله الرحمن الرحیم

 هر خودی را ، از خود و از دیگران بی خود کند

 جام بی همتاست ، بسم الله الرحمن الرحیم

دست افشانانِ حولِ  رازِ حوّل حالنا

رازتان افشاست ، بسم الله الرحمن الرحیم

نای عبدالباسط از این راز نامیرا شده است

جام روح افزاست ، بسم الله الرحمن الرحیم

آری آن "لمّا خَلَقتُ " چشم بر "الّا " سپرد

هست را  زیراست ، بسم الله الرحمن الرحیم

دلبر و دلداده و دل هر سه بنیانش یکی است

عشق استثناست ، بسم الله الرحمن الرحیم

کوله لب تا لب خرابی ، سینه لبریز از امید

وعده گاه اینجاست ، بسم الله الرحمن الرحیم

پیش می خواند مرا همسایه ی  رگ های من :

یک قدم تا ماست ، بسم الله الرحمن الرحیم


  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰


تفسیر نگاشت سوره حمد-1


پیش نگاشت

برخی منابع برای این سوره حدود 26 تا 32 نام ذکر کرده اند از قبیل فاتحه الکتاب ،سبع المثانی،حمد،اساس،و... (ویکی فقه-فرهنگ نامه علوم قرآنی مقاله اسامی سوره حمد)


آیا نام گذاری سوره حمد اصطلاحا توقیفی(یعنی خداوند به رسول خویش فرموده است که نام این سوره فلان باشد یا خود پیامبر شخصا برای هر سوره نام خاصی را قرار داده اند که تغییر آن جایز نیست) است یادر  این نام گذاری اجتهاد صورت گرفته است وپس از رسول خدا نام گذاری سوره های قرآن توسط مسلمین صورت گرفته است؟


می توان گفت دو ادعا وجود دارد

الف-نام های سوره ها توقیفی است . (استاد محمد هادی معرفت در کتاب التمهید)

          ب-نام گذاری سوره ها هیچ گونه جنبه توقیف شرعی ندارد . در زمان رسول اکرم (ص)بسیاری از نام های سوره ها بر اثر کاربرد فراوان تعیین پیدا کرده اند.


 ایشان 4 معیار برای نام گذاری سوره های قرآنی ارائه کرده اند.


1-    نام گذاری سوره را گاهی با اسمی که در آن سوره واقع شده یا با موضوعی که در آن سوره از آن بحث شده در نظر می گیرند مثلا نامگذاری سوره نساء به اعتبار بیان احکام زنان در آن و سوره مائده به لحاظ سخن رفتن از مائده آسمانی در آن و سوره انعام به جهت سخن از چهارپایان و سوره نحل به علت تکیه بر زنبور عسل و سوره نمل به خاطر به میان آمدن مورچگان در آن است.

2-    گاهی جمله ای از اول سوره را معرف و نام آن سوره قرار می دهند چنان که گفته می شود سوره «اقرا بسم ربک»، «انا انزلناه» و «لم یکن» و نظایر آنها.

3-    گاهی با وصفی که سوره دارد به معرفی آن می پردازند. مثلا سوره حمد به مناسبت این که در اول قرآن گذاشته شده فاتحه الکتاب و به مناسبت هفت آیه بودنش سبع مثانی نامیده می شود و یا سوره «قل هو الله» به لحاظ این که مشتمل بر توحید خالص است سوره اخلاص و به جهت این که خدای تعالی را توصیف می کند «سوره نسبه الرب» نامیده می شود.

4-    گاهی تسمیه سوره به لحاظ نوع حروف مقطعه موجود در آن است مانند: سوره «ق، ص، حمسق» و... حاصل سخن این که درباره نام گذاری سوره بایستی گفت این عمل به صورت طبیعی شکل گرفته و نمی توان گفت به دستور رسول الله(ص) می باشد و برای همین نکته است که بسیاری از سوره ها بیش از یک اسم دارند مانند بقره آل عمران نحل توبه غاشیه و...

برای آگاهی بیشتر به کتاب(قرآن در اسلام) ایشان مراجعه شود.

 

اشاره ای کوتاه به جهات نام گذاری سوره به فاتحه الکتاب

 

- فاتحة‌ الکتاب یا فاتحة ‌القرآن، که گاهی به اختصار «فاتحه» خوانده می‌شود، یکی از مشهورترین نامهای این سوره است.

- حمد را به این سبب فاتحة‌ الکتاب خوانده‌اند که مُصحف ها و نماز با آن آغاز می‌گردد و در آموزش و نوشتن و خواندن قرآن ، سرآغاز سوره‌ هاست.

-نخستین سوره‌ای بوده که بر پیامبر نازل شده است.

-سوره حمد نخستین سوره‌ای است که به صورت کامل و به عنوان سوره‌ای از قرآن نازل شده است.بنابراین، نخستین بخش از قرآن است که با عنوانِ سوره فرود آمده است؛ از همین‌رو می‌توان از سوره حمد به فاتحه تعبیر کرد.


  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰

تفسیر نگاشت سوره کوثر آیه 3

 

إِنَ‌ شَانِئَکَ‌ هُوَ الْأَبْتَرُ

(و بدان) دشمن تو قطعاً بریده‌نسل و بی‌عقب است!

بدون شکّ، دشمن کینه‌توز تو بی‌خیر و برکت و بی‌نام و نشان خواهد بود.


واژه نگاشت:

شانِیء:از شَنِءَ ،دشمن،کینه توز- شَنَآن،کینه توزی،دشمنی

الابتر:هرچیزی که بریده و ناقص باشد،دم بریده،مار کوتاه و خطرناک،بی خیر و برکت،آنکه فرزندی ندارد.-بتراء،مونث ابتر بُتر،جمع آن است.

 

شان و سبب نزول:

ابن عباس گوید: درباره عاص بن وائل السهمى نازل شد زیرا روزى پیامبر را در مسجدالحرام دید، وقتى بود که پیامبر از مسجد بیرون مى آمد در باب بنى سهم به او برخورد و با یکدیگر صحبت کردند.

عده اى از صنادید(بزرگان و سرشناسان) قریش نیز در مسجد بودند بعد از اتمام صحبت از عاص پرسیدند با چه کسى صحبت می‌کردى؟ در جواب گفت: با ابن ابتر سخن مى گفتم و موقعى بود که طفلى به نام عبدالله که از خدیجه علیهاالسلام متولد شده بود، وفات یافته بود و عرب جاهلیت به کسى که فرزند ذکور او می‌مرد ابتر مى گفتند سپس این سوره نازل گردید.[ تفاسیر روض الجنان و کشف الاسرار]

شمر بن عطیه گوید: عقبة بن ابى معیط مى گفت: فرزند پسر از براى محمد باقى نمانده روى همین اصل او ابتر است سپس این سوره نازل شد.[ طبرى صاحب جامع البیان.]


نکته ها و پیام ها:

*  تاکیدهای مکرر در آیه"اِنَّ"،"کَ"،"هو"نشان دلداری و اطمینان بخشی یقین آور به پیامبر است که مبادا از سخنان او ناراحت شوی ،دشمن تو خود بی نام و نشان است.

*   یکی از دشمنان پیامبر صلی الله علیه و آله آن حضرت را نسل بریده و آینده اورا خالی از نام و نشان خواند.

*   تداوم نسل پیامبر اسلام از طریق فاطمه سلام الله علیها پوچی پندار دشمنان آن حضرت را در مورد قطع نسل ایشان بر ملا ساخت.

*    خداوند،کسی که با زخم زبان به پیامبر صلی الله علیه و آله ایشان را ابتر خواند دارای آینده ای خالی و عاری از هرگونه خیر و برکت و یاد نیک معرفی کرد.(هو الابتر-بیانگر حصر اضافی که هو تاکید مطلب را می رساند یعنی همان سرزنش کننده خودش بی خیر و برکت و بی نام و نشان است.)

نکته مهم: قطع ذکر و نام نیک لزوما به معنای نداشتن فرزند نیست زیرا چه بسا فرزندانی که مایه نام نیک پدر نشوند و او همچنان ابتر بماند.

* عاص بن وائل دشمن پیامبر و فاقد نیکنامی بود

*    گسترش آوازه پیامبر و بقای نام نیک او و مهجور ماندن نام دشمنان دین در تاریخ بشارت خداوند به آن حضرت و از خبرهای غیبی قرآن است.

*    دشمنان پیامبر اسلام محروم از خوش نامی و نام ماندگار .

یادآوری: شان نزول مخصص آیه نیست و آن را محدود نمی کند. 


  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰

تفسیر نگاشت سوره کوثر آیه 2


فَصَلِ‌ لِرَبِّکَ‌ وَ انْحَرْ


پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن!


شان نزول:

این سوره در روز حدیبیه نازل شد، وقتى که کفار رسول خدا صلى الله علیه و آله را از حج خانه خدا منع کرده بودند. خداوند با فرستادن این سوره به رسول خود فرمود: هر جا که هستى نماز بخوان و قربانى کن و مراجعت بنما.( تفسیر روض الجنان از شیعه.)

مقاتل بن حیان از اصبغ بن نباته و او از امیرالمؤمنین على علیه‌السلام نقل نماید که فرمود: وقتى که این سوره نازل شد. پیامبر به جبرئیل گفت: منظور از نحیرة که در این سوره به من امر شده که آن را انجام بدهم چیست؟

جبرئیل گفت: یا رسول اللّه منظور از آن، نحیرة نیست بلکه خداوند به تو دستور می‌دهد که هر وقتى خواستى تکبیرة الاحرام بگوئى دست‌هاى خود را هنگام گفتن تکبیر بلند کنى و همچنین وقتى خواستى رکوع نمائى دست‌هاى خود را بلند کنى و نیز موقعى که سر از رکوع برمی‌دارى باز دست‌هاى خود را بلند کنى و نیز هنگامى که خواستى به سجده روى باز دست‌هاى خود را بلند کنى زیرا این قسم نماز گذاردن روش نمازگذارى ما و فرشتگان در هفت آسمان است و از براى هر چیزى زینت و آرایشى است و زینت نماز بلند کردن دست‌ها است.( مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۸۳۷; نورالثقلین، ج ۵- ، ص ۶۸۳، ح ۱۹.)

در موقع گفتن هر تکبیرى، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بلند نمودن دست‌ها در موقع نماز از استکانة و وقار است. از پیامبر سؤال شد که یا رسول الله استکانه چیست؟ فرمود: آیه «فَمَا اسْتَکانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یتَضَرَّعُونَ» را در قرآن نخوانده اى؟


نکته ها و پیام ها

*عبادت و نماز تنها برای انجام فرمان خدا (اقامه نماز خالی از ریا و خودنمایی)-لام در لِرَبِّک برای اختصاص است-

*اقامه نماز،از تکالیف الهی برای پیامبر

*اخلاص در نماز و انجام دادن آن تنها به جهت فرمان خدا وظیفه ای بر عهده پیامبر

*توجه به ربوبیت خداوند از آداب نماز

* مدبریت و مالکیت خداوند دلیل بر شایستگی او برای پرستش و عبادت خالصانه به درگاه او

*سپاسگذاری در برابر نعمت "کوثر"انگیزه برای انجام نماز خالصانه

*جلوه گری مقام ربوبی در اعظای فاطمه سلام الله علیها به پیامبر

*نماز شکر نعمت های خداوند

*قربانی کردن شتر با نیت و انگیزه الهی فرمان خداوند به پیامبر

*لزوم توجه به ربوبیت الهی به هنگام قربانی کردن حیوانات

*مالک و مدبر بودن خداوند دلیل لزوم اخلاص و قصد قربت در قربانی

*برگزیدن گران بهاترین حیوان اهلی برای قربانی واکنشی بایسته از سوی پیامبر در سپاسگذاری از "کوثر"عطا شده به ایشان

*اهدای قربانی شکر نعمت های الهی

*لزوم ایجاد پیوند با خلق(قربانی و اطعام) در کنار ارتباط با پروردگار(اقامه نماز)

*عطای نعمت از سوی پروردگار و یادآوری نعمت از سوی پیامبر آمادگی دریافت فرمان نماز و قربانی

*نعمت های الهی حتی برای پیامبر مسئولیت آفرین است(نعمت ها گتره در اختیار کسی قرار نمی گیرد)

*بخشش پیش از درخواست تکلیف وانجام وظیفه روشی الهی است.

*ارتباط با خدا مقدم بر پیوند و ارتباط با خلق و زمینه ساز آن است.

*لزوم تاخیر قربانی از نماز در عید قربان

*لزوم بالا بردن دست ها تا گلوگاه در آغاز نماز (گفتن تکبیره الاحرام)نحر الرجل: یعنی برای نماز ایستاد و دست ها را در آن هنگام بالا برد.-تاج العروس-

*لزوم خواندن نماز در ابتدای وقت آن(نحر الصلاة )یعنی نماز را در آغاز وقت آن خواند


  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰


تفسیر نگاشت سوره حجرات آیه 14


قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا ۖ قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ ۖ وَإِنْ تُطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا یَلِتْکُمْ مِنْ أَعْمَالِکُمْ شَیْئًا ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ


ترجمه نگاشت:


عربهای بادیه‌نشین گفتند: «ایمان آورده‌ایم» بگو: «شما ایمان نیاورده‌اید، ولی بگویید اسلام آورده‌ایم، امّا هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت کنید، چیزی از پاداش کارهای شما را فروگذار نمی‌کند، خداوند، آمرزنده مهربان است.»


واژه نگاشت:

الاعراب: «اعراب» ازکلماتى است که معناى جمعى دارد و مفردى براى آن از نظر لغت عرب نیست; وچنان که ارباب لغت مانند:مؤلف«قاموس»، «صحاح»، «تاج العروس» و دیگران گفته اند; این کلمه تنها به عرب هاى بادیه نشین اطلاق مى شود; و هنگامى که معناى مفرد آن را اراده کنند، همین کلمه را با «یاء نسبت»، به صورت «اعرابى» به کار مى برند. بنابراین، بر خلاف آنچه بسیارى تصور مى کنند «اعراب» جمع «عرب» نیست; بلکه به معناى عرب هاى بادیه نشین است. ولى، در اخبار و روایات اسلامى مفهوم وسیع ترى پیدا کرده و به تعبیر دیگر مفهوم اسلامى آن با منطقه جغرافیایى بستگى ندارد; بلکه با طرز تفکر و منطقه فکرى مربوط است. آنها که دور از آداب و سنن و تعلیم و تربیت اسلامى هستند ـ هر چند شهرنشین باشند ـ اعرابى اند و بادیه نشینان آگاه و آشنا به آداب و سنن اسلامى، اعرابى نیستند و مدنى به شمار مى روند.

آمنا: از مادّه «أمِن» به صورت صیغه «جمع»(۸۷۹ بارمشتقات آن به کار رفته است)

یلتکم: از«لاتَهُ یَلیتُهُ لَیْتاً» یعنى او را منصرف کرد و حقش را ناقص نمود معنى آیه: اگر به خداو رسول اطاعت کنید خدا از ثواب اعمال شما چیزى نکاسته و کم نمى‏ کند.


پیام ها و نکته ها:

·        برخی از بادیه نشینان صدر اسلام با وجود عدم باور قلبی به حقیقت دین مدعی ایمان و باور به آن بودند.

·        برخی از مدعیان به امید برخورداری از امتیاز مومنان در جامعه اسلامی اظهار ایمان می کنند.

·        شناخت سطحی و صوری برخی از بادیه نشینان از ایمان و دین داری

·        بادیه نشینی از عوامل کندی نفوذ فرهنگ و معارف عمیق در میان اعراب

·        پیامبر صلی الله علیه و آله مامور به اعلام رد ایمان بادیه نشینان در عین پذیرش اسلام آنان(قل لا تومنوا)

·        وجود تفاوت واقعی میان اسلام و ایمان

·        حقیقت ایمان دارای مرتبه ای برتر از اسلام

·        ایمان به معنای راهیابی دین در قلب و باور آدمی و اسلام به معنای صرف تسلیم ظاهری و ترک مخاصمه و دشمنی ظاهری با دین است.

·        لزوم بازگذاشتن راه اصلاح و تعالی در عین نقد اندیشه ها و ادعاها

·        رد ادعای ایمان اعراب از سوی خداوند،نمودی از علم او به ژرفای قلب آدمیان

·        تضمین قطعی پاداش اعمال در صورت تسلیم و اطاعت از دستورات خدا و رسول (لا یلتکم من اعمالکم شیئاً)

·        ضایع نشدن کمترین تلاش مومنان در پرتو اطاعت از خدا و رسول

·        اطاعت کامل از خدا و رسول،نمود رهیافت ایمان به قلب

·        تجلی ایمان در اعمال و رفتار انسان( در حالی که بحث از ایمان است می فرماید از اعمال شما نمی کاهد)

·        قلب انسان جایگاه ایمان

·        اطاعت از خدا ورسول امری متلازم و تفکیک ناپذیر

·        خداوند بسیار آمرزنده-غفور- و مهربان-رحیم-

·        اطاعت از خدا و رسول زمینه بخشش لغزش ها

·        پاداش کامل اعمال مومنان جلوه رحمت ویژه و خاص خداوند به اهل ایمان

·        آمرزش و چشم پوشی از لغزش ها جلوه رحمت ویژه الهی به مومنان.


نکته های تکمیلی:


تفاوت اسلام با ایمان‌

1. تفاوت در عمق.

اسلام، رنگ ظاهرى است، ولى ایمان تمسّک قلبى است. امام صادق صلى الله علیه و آله به مناسبت آیه ‌ى‌ «وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً»  فرمود: رنگ الهى اسلام است، و در تفسیر آیه‌ى‌ «فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‌»  فرمود: تمسّک به ریسمان محکم الهى، همان ایمان است.

2. تفاوت در انگیزه.

گاهى انگیزه ‌ى اسلام آوردن، حفظ یا رسیدن به منافع مادّى است، ولى انگیزه ‌ى ایمان حتماً معنوى است. امام صادق علیه السلام فرمودند: با اسلام آوردن، خون انسان حفظ مى‌شود و ازدواج با مسلمانان حلال مى‌شود، ولى پاداش اخروى بر اساس ایمان قلبى است.

3. تفاوت در عمل.

اظهار اسلام، بدون عمل ممکن است، ولى ایمان باید همراه عمل باشد، چنانکه در حدیث مى‌خوانیم: «الایمان اقرار و عمل و الاسلام اقرار بلاعمل»  بنابراین در ایمان، اسلام نهفته‌ است، ولى در اسلام ایمان نهفته نیست.

در حدیث دیگرى، اسلام، به مسجد الحرام وایمان به کعبه تشبیه شده که در وسط مسجدالحرام قرار گرفته است.

امام باقر علیه السلام فرمود: ایمان، چیزى است که در قلب مستقر مى‌شود و انسان به وسیله آن به خدا مى‌رسد و عمل، آن باور قلبى را تصدیق مى‌کند. ولى اسلام چیزى است که در گفتار و رفتار ظاهر مى‌گردد، گرچه در قلب جاى نگرفته باشد.

4. تفاوت در رتبه.

در حدیث مى‌خوانیم: ایمان، بالاتر از اسلام و تقوا، بالاتر از ایمان و یقین، بالاتر از تقوا است و در میان مردم چیزى کمیاب‌تر از یقین نیست.


  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰

تفسیر نگاشت آیه 13 سوره حجرات


یَآ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى‏ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَ قَبَآئِلَ لِتَعَارَفُواْ إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ


اى مردم! ما شما را از مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ‏ها و قبیله ‏ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، همانا گرامى ‏ترین شما نزد خدا، با تقوا ترین شماست، همانا خدا داناى خبیر است.


واژه نگاشت:

اُنثی:از ریشه اَنَثَ (تکرار 30 بار) انثى به معنى ماده است مقابل نر، خواه انسان باشد یا غیر آن. منظور از ذکر و انثی در آیه آدم و حواست.

شعوبا: از شعب نسل یا نژادی از مردم ،ایل و طایفه بزرگ جمع شُعَب،تیره و ملت ها،جمیع عظیمی از مردم که دارای اصل واحدی بوده وقبیله ها از آن منشعب و جدا گردد.

لتعارفوا:از باب تفاعل (تَعارَفَ)تا تفاوت ها و زمینه ها و استعدادهای گوناگون یکدیگر را بشناسید

اتقاکم: از ریشه وقی(تکرار مشتقات 258 بار) وقایه و وقاء حفظ شى‏ء است از آنچه اذیت و ضرر مى ‏رساند.


پیام ها و نکته:

·        همه انسان ها و نژاد های بشر از یک زن و مرد پدید آمده اند(پدر و مادر همه یکی است- نفی برتری نژادی)

·        نژادهای گوناگون فاقد کمترین مزیت و برتری بر یکدیگر در اصل آفرینش

·        آفرینش نسل گسترده بشر از یک زن و مرد به وسیله پروردگار نمود عظمت آفریدگار است.

·        پیدایش نژاد ها و ملیت های گوناگون تدبیرالهی در جهت شناخت آنان نسبت به یکدیگر(تشخصات اجتماعی برای سهولت و روانی جریان ارتباط)

·        تکیه بر ملیت و نژاد و قبیله برای اثبات شرافت امری موهوم و بی ارزش است(ملاک و معیار بودن ارزش تقوی است)

·        تامل و توجه آدمیان به منتهی شدن آنان به یک پدر و مادر از میان برنده تفاخر های خیالی آنان

·        تشخیص و شناخت انسان ها به وسیله یکدیگر امری مهم در قوام جامعه و مناسبات اجتماعی

·        گرایش انسان هابه جمع و اجتماع امری تکوینی و فطری(تعبیر جَعَلنا بیانگر قانون تکوینی و چون سخن از انسان است امری فطری است)

·        تقوا تنها ملاک کرامت و ارزش آدمیان نزد خداوند

·        ملاک برتری و فضیلت آدمیان بر یکدیگر تنها تقوای الهی است نه ارزش های قومی،ملی و نژادی

·        تقوا روح اصلی همه ارزش ها و خصلت های متعالی

·        تقوا دارای درجات و مراتب مختلف است(اتقاکم افعل تفضیل)

·        ترغیب انسان به تحصیل و کسب تقوای حد اکثری از سوی خداوند

·        تفاخرهای قومی و نژادی از عوامل تفرقه و زوال وحدت و یکپارچگی جوامع بشری است.

·        بیان دو وصف "علیم"و"خبیر"برای خداوند بیانگر آگاهی همه جانبه او به آشکار و پنهان انگیزه ها و رفتارهای آدمی

·        آگاهی خداوند به میزان تقوا و کرامت انسان ها

·        تظاهر به تقوی بی ارزش است ملاک برتری وجود حقیقت تقوی در آدمی است(اوصاف علیم و خبیر بیانگر آن است که خداوند خود تقوی را تشخیص می دهد)

·        ملاک قرار گرفتن تقوی به عنوان یگانه عامل کرامت انسان ها متکی بر علم و کاردانی خداوند

·        وجود تفاوت ها در نسل بشر به منظور آسانی و روانی در شناخت و ایجاد روابط اجتماعی نمودی از علم و کاردانی خداوند است.

·        برترى‏جویى، در فطرت انسان است و اسلام مسیر این خواسته‏ ى فطرى را تقوا قرار داده است. «انّ اکرمکم عنداللّه أتقاکم»


نکات مهم:

*بعضى مفسّران این آیه را مرتبط با آیات قبل دانسته و گفته‏اند: چون مسخره و غیبت کردن، برخاسته از روحیّه‏ى خودبرتربینى و تحقیر دیگران است، این آیه مى‏فرماید: ملاک برترى و کرامت، تقواست، نه جنس و نژاد.

*قرآن، تمام تبعیض‏هاى نژادى، حزبى، قومى، قبیله‏اى، اقلیمى، اقتصادى، فکرى، فرهنگى، اجتماعى و نظامى را مردود مى‏شمارد و ملاک فضیلت را تقوا مى‏داند. «ان اکرمکم عنداللّه أتقاکم»

*در کتاب آغاز و انجام جهان ص 138-140 گفته: در سوره توحید اوصافى براى خداوند متعال ذکر شده است که همه آنها منحصر در ذات مقدّس اوست خدا احد است، صمد است... و زائیده نشده و همتائى براى او نیست با این سوابق و اواحق بدست مى‏آوریم: تنها خداوند است که نزائیده است و جز او هر چه و هر که است همه زاینده‏اند و زائیده‏اند پس لابد همه ماده هستند، ماده‏اى نکره و ناشناس، زن نیستند ولى زائیده‏اند. (نقل به اختصار). مراد صاحب کتاب این است که کلمه اناث در معنى حقیقى خود است و احتیاج به تأویل نیست و موجودات عالم جز خدا همه انثى هستند و مى‏زایند و انثى لازم نیست فقط زن باشد ، تمام موجودات تو در تو هستند و به تدریج از هم زائیده و باز مى‏شوند. این سخن در نظر نگارنده بسیار عمیق و از همه صحیح‏تر و درستتر است و اللّه العالم.


برداشت کلی:

*دراین آیه به سه اصل مهم اشاره شده است: اصل مساوات در آفرینش زن و مرد، اصل تفاوت در ویژگى‏هاى بشرى و اصل این‏که تقوا ملاک برترى است. البتّه در آیات دیگر قرآن، ملاک‏هایى از قبیل علم، سابقه، امانت، توانایى و هجرت نیز به چشم مى‏خورد.

 


  • سید محمد عبداللهی
  • ۱
  • ۰

Image result for ‫تفسیر سوره حجرات‬‎


آیه 7و8 حجرات:

 

وَاعْلَمُواْ أَنَّ فِیکُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ یُطِیعُکُمْ فِى کَثِیرٍ مِّنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لَکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِى قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ أُوْلَئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ‏* فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَنِعْمَةً وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ‏*


ترجمه:

و بدانید که در میان شما رسول‏خداست که (شما باید از او پیروى کنید و) اگر او در بسیارى از امور پیرو شما باشد، قطعاً به سختى ومشقّت خواهید افتاد، ولى خدا ایمان را محبوب شما قرار داده و در دلهایتان آن را زینت بخشیده است و کفر،    فسق و گناه را مورد تنفّر شما قرار داده است. آنها همان رشد یافتگان هستند.*(این علاقه به ایمان و تنفّر از کفر،) فضل و نعمتى بزرگ از طرف خداوند است و خداوند آگاه و حکیم است.

نکته ها:

*در ذیل آیه قبل خواندیم که ولیدبن عَقبه به دروغ، خبر مخالفت مردم با پرداخت زکات را به پیامبرصلى الله علیه وآله داد. مردم آماده هجوم شدند که آیه نازل شد: هرگاه فاسقى خبرى آورد تحقیق کنید. این آیه مى‏فرماید: اصولاً مردم باید تابع پیغمبر باشند، نه آنکه رهبر الهى تابع هیجان‏هاى ناپخته ى برخاسته از گزارشات افراد فاسق قرار گیرد.

در روایات مى‏خوانیم: اگر اهل ایمان نزد شما محبوب بودند، در راه خیر هستید و اگر به گنهکاران علاقمند بودید، در شما خیرى نیست.( کافى، ج‏2، ص‏126)

*بر اساس روایات، یکى از مصادیق ایمان در جمله ‏ى «حَبّبَ الیکم الایمان»، محبّت على ‏ابن ابى‏طالب‏علیهما السلام و مراد از کفر و فسوق و عصیان، دشمنى با اهل‏بیت پیامبرعلیهم السلام است.( کافى، ج‏1، ص‏426.)

*در حدیث مى ‏خوانیم: کسانى که علاقه به معنویات و تنفّر از گناه را نعمت نمى‏دانند، نعمت‏ هاى الهى را کفران کرده، عملشان کم و تلاشهاى آنان نابود است.( بحار، ج‏74، ص‏158.)

رشد:

رسیدن به رشد و کمال، هدیه‏ى الهى به انبیاست؛ «آتَینا ابراهِیم رُشدَه»( انبیاء، 51.) ووظیفه‏ى آنها رشد دادن دیگران مى ‏باشد؛ «یا قوم اتّبِعون اَهدِکم سَبیلَ الرّشاد»( غافر، 38.) آنان نیز خود به دنبال رشد بوده‏ اند، چنانکه حضرت موسى در بیابان‏ ها به دنبال حضرت خضر مى ‏رود تا از طریق علم او به رشد برسد؛ «هل اتّبعک على أن تُعلّمَن ممّا عُلّمتَ رُشداً»( کهف، 66.)

ایمان زمینه‏ ى رشد، «ولیؤمنوا بى لعلّهم یَرشُدون»( بقره، 186.) و کتب آسمانى وسیله‏ ى رشد هستند، «یَهدى اِلىَ الرُّشد»( جن، 2.). در این آیه نیز مؤمنان واقعى اهل رشد معرّفى شده ‏اند. «اولئک هم الراشدون» به هر حال مراد از رشد در قرآن، رشد معنوى است، و این کوته فکرى است که انسان رشد را تنها در کامیابى‏ هاى دنیوى بداند.

در مدیریّت و سیاست‏گذارى جامعه، اگر تصمیم‏گیرنده معصوم یا عادل نباشد، از استبدادى سر در مى‏آورد که در آن رشدى نیست، «و ما اَمرُ فِرعونَ بِرَشید»( هود، 97.) ولى اگر تصمیم‏گیرنده معصوم یا عادل باشد، زمینه‏ى رشد فراهم است. «اولئک هم الرّاشِدون»


واژه شناسی:

لعنتُّم: از عَنِتَ در کار و امر دشواری قرار گرفت (قطعا به سختی و مشقت می افتید-هلاک و نابود می گردید)

حبَّبَ: ثلاثی مزید، فعل ماضی از باب تفعیل دوست داشتنی و محبوب کرده است

فُسوق:مصدراز ریشه ی فِسق (فسق یَفسِقُ) از راه حق و درستی منحرف شد

عِصیان:از عَصَیَ (نا فرمانی و مخالفت)عصیان بستر سازی یرای انجام گناه است.


پیام ها:

*حضور پیامبر الهی در میان مومنین امتنان و لطفی از سوی خداوند بر آنان

* تذکر خداوند به مومنان در باره اهمیت حضور رسول الهی در میان آنان

*وجود وحضور پیامبر خدا به عنوان رسول خدا در میان جامعه مقتضی تبعیت و فرمانبری از ایشان است (ممنوعیت تحمیل آرای عمومی بر رسول خدا )

*اقدام نکوهیده و ناپسند برخی از مسلمانان در تحمیل آرای شخصی خود بر رسول خداوند

*تلاش برخی از مومنان به پذیرش خبرو گزارش ولید از سوی پیامبر(ممنوعیت خودسری و تکروی اشخاص در برابر پیامبر)

*خوسرانه عمل کردن در مسائل مهم اجتماعی و بی اعتنایی به دستورات رهبر الهی ممنوع

* ترک خودسری عامل مصونیت جامعه و عدم بروز خطرات ندامت بار و غیر قابل جبران

*تحمیل آرای شخصی بر رهبری الهی مایه مشقت و زیان خود مردم

*صلاح و سعادت مومنان در پیروی از رهبری الهی

*ضرورت انعطاف رهبری در برابر برخی آرا و نظریات مردم

*انتظار بیجای برخی از مسلمانان در تبعیت پیامبر از دستورات و آرای شخصی آنان

*طرح و برنامه های پیامبر بر اساس واقعیت ها و مصالح واقعی جامعه است نه تمایلات و هوس های افراد

*خداوند جلوه دهنده و محبوب کننده ایمان در دل مومنان(تسلط بر دل ها در اختیار خداوند)

*عشق به ایمان و زیبایی های آن در قلب مومنان امری فطری و الهی

* محبت واقعی به ایمان مقتضی اطاعت از پیامبر

* حرکت مومنانه در مسیر ایمان و اطاعت از رسول بر اساس عشق و محبت به دین نه تحمیل و تحکم

*خداوند پدید آورنده زمینه بیزاری و انزجار مومنان از کفر و گناه و نافرمانی

* تنفرمومنان نسبت به گناه و کفر و معصیت درونی است

*قلب جایگاه ادراک و اساس زیبایی ایمان و زشتی کفر

*بیزاری از کفر و فسوق و عصیان دارای ریشه در سرشت انسان(سرمایه های الهی)

* کفر و فسوق و عصیان سه حلقه پیوسته به یکدیگر

*کفر زمینه ساز ابتلای انسان به شکستن حریم ارزش ها و ارتکاب و انجام گناهان

* اطاعت بی چون و چرا از رسول خدا نمود ایمان و موضع گیری در برابر ایشان نمود کفر است

*رشد واقعی انسان در پرتو عشق به دین و بیزاری از کفر و گناه محقق می شود

* سه حلقه کفر، فسق،عصیان مانع رشد اجتماعی در ابعاد گوناگون

* رشد و تعالی جامعه در پرتو وجود رهبری الهی و نفوذ رهنمودهای ایشان در لایه های مختلف جامعه

*خداوند هموار کننده راه ایمان و تعالی برای انسان ها

  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰

Image result for ‫تفسیر سوره حجرات‬‎



آیه 6 سوره حجرات


یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِینَ


اى کسانى که ایمان آورده اید! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهى از روى ناآگاهى آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید.


واژه شناسی:

فاسق: اسم فاعل از ریشه فسق ثلاثی مجرد از فَعَلَ یَفعُلُ- به معنی بدکاری که از انجام دادن گناهان و زشتی های پرهیزی ندارد- کسی که از مسیر حقیقت و صلاح بیرون شده است- متجاوز و کسی از مرز شریعت عبور می کند- کسی که برابر دستورات قرآن و سنت یقینی عمل نمی کند.

این واژه به همراه مشتقات آن و در قالب های گوناگون 54 بار در موضوعات و مصادیق مختلف به کار رفته است.

نَبَاٍ:(نَبَاَ ینبئ ُ تنبیئاً و تنبئِةً) به معنی خبرو گزارش مهم و قابل توجه و این واژه به همراه قالب ها و مشتقات آن 80 بار در قرآن تکرار شده است.

شان نزول:

بر اساس روایات متعدّد از طرق شیعه و سنّى، این آیه درباره ولیدبن عقبه نازل شده است. زیرا پیامبر او را براى جمع‏آورى زکات از قبیله بنى مصطلق اعزام داشت، امّا از آنجا که میان او و این قبیله در دوران جاهلیّت، خصومتى شدید بود، هنگامى که اهل قبیله به استقبال او مى‏آمدند، گمان کرد که به قصد کشتن او آمده‏اند. لذا جلوتر نرفت و نزد پیامبر بازگشت و خبر داد که مردم از پرداخت زکات خوددارى کرده‏اند. پیامبر از این خبر ناراحت شد و تصمیم گرفت آنان را گوشمالى دهد. آیه فوق نازل شد و در مورد خبر فاسق دستور تحقیق داد.

روشن است که فسقِ ولیدبن عقبه، از ابتدا روشن نبود و گرنه پیامبر شخص فاسق را به عنوان نماینده خود جهت دریافت زکات اعزام نمى‏کرد، بلکه پس از دروغى که ولید در مورد سرباز زدن قبیله بنى‏المصطق از پرداخت زکات گفت، این آیه فسق او را آشکار ساخت تا پیامبر و مؤمنان بر اساس خبر او عمل نکنند.

امام حسین‏علیه السلام در احتجاجى که با ولید بن عقبه داشت فرمود: به خدا سوگند من تو را در دشمنى‏ات با علىّ‏بن ابى‏طالب‏علیهما السلام ملامت نمى‏کنم، زیرا خداوند، على را مؤمن و تو را فاسق خوانده است. سپس آیه فوق را تلاوت کردند.

نکته ها:

1-    مومنان وظیفه دارند گزارش های رسیده از اشخاصی که صداقت شان محرز نیست را بررسی کرده و به صرف خبر و گزارش وی اکتفا نکنند.

2-    وجوب بررسی صدق خبر فاسق منوط به مهم بودن آن است (وجوب تبین و روشن و شفاف سازی خبر در خصوص اخبار مهم و سرنوشت ساز)

3-    اخبار شخص عادل که صداقت او محرز شده است از تبین و فحص و جستجو بی نیاز است.

4-    ضرورت هوشیاری و احتیاط جامعه در برابر اخبار مهم اجتماعی

5-    وجود روحیه فسق و عصیانگری دارای تاثیر منفی در تشخیص ها و گزارش های فرد فاسق

6-    اعتماد به اخبار و گزارش های فاسقین و افراد بی بند وبار بدون تحقیق و بررسی خطر های زیانباری به دنبال دارد

7-    ترتیب اثر دادن به خبر فاسق بدون جستجو و تفحص کاری جاهلانه و ندامت بار برای جامعه است

8-    نقش ویرانگر منابع خبری فاسق و فاسد در مناسبات و امنیت جوامع

9-    لزوم دقت و احتیاط در زمینه امور مرتبط به سرنوشت مردم و امنیت جامعه

10-ضرورت بررسی اخبار مهم صرف نظر از گزارش دهنده و مخبر آن

11-جامعه صدر اسلام در معرض خطر از ناحیه گزارش ها و اخبار دروغین فاسقان

 

نکته های تکمیلی:

سؤال اول :

 در این آیه دستور تحقیق و بررسى آمده، ولى درآیه ‏ى 12 همین سوره، تجسّس، حرام شمرده شده است، آیا مى ‏شود تحقیق و تفحّص، هم حرام باشد و هم واجب؟

پاسخ: آنجا که تجسّس حرام است، درباره‏ى رفتار شخصىِ مردم است که ربطى به زندگى اجتماعى ندارد، ولى آنجا که واجب است، موردى است که به جامعه مربوط است و مى‏ خواهیم بر اساس آن، اقدام و عملى انجام دهیم که اگر به خاطر احترام فرد، تحقیق و بررسى نکنیم ممکن است جامعه در معرض فتنه و آشوب قرار گیرد.

سوال دوم:

فسق چیست و فاسق کیست؟

«فِسق» در لغت به معناى خارج شدن است و در اصطلاح قرآنى، به خارج شدن از راه مستقیم گفته مى ‏شود. این کلمه در برابر عدالت به کار مى ‏رود و فاسق به کسى گویند که مرتکب گناه کبیره‏اى شود و توبه نکند.

واژه «فِسق»، در قالب‏هاى گوناگون، پنجاه و چهار بار در قرآن آمده و در موضوعات و مصادیق مختلفى به کار رفته است از جمله:

1. در مورد انحراف‏هاى فرعون و قوم او: «انّهم کانوا قَوماً فاسقین»

2. در مورد افراد چند چهره و منافق: «انّ المنافقین همُ الفاسقون»

3. در مورد آزار دهندگان به انبیا و سرکشان از دستورات آنان:«قالوا یا موسى‏ انّا لن‏دخلها... القوم الفاسقین»

4. در مورد کسانى که طبق قانون الهى داورى و قضاوت نمى‏کنند: «و مَن لم یحکم بما اَنزلَ اللّه فَاولئک هم الفاسقون»

5. در مورد حیله گران: «...بما کانوا یَفسقون»

6. در مورد کسانى که وظیفه‏ى مهم امر به معروف و نهى از منکر را رها مى ‏کنند: «اَنجَینا الّذین یَنهَونَ عن السوء و اَخَذنَا الّذین ظلموا... بما کانوا یَفسقون»

7. در مورد کسانى که خانه، تجارت، فامیل و مادّیات را بر جهاد در راه خدا ترجیح مى‏ دهند: «ان کان آبائکم... اَحبّ... واللّه لا یَهدِى القومَ الفاسقین»

8. در مورد گناهان علنى و انحرافات جنسى و شهوت‏رانى ‏هاى ناروا. (قرآن به قوم لوط که گناه را در مجالس علنى و بى ‏پروا انجام مى ‏دادند، لقب فاسق داده است) «رِجزاً من السماء بما کانوا یَفسقون»

9. در مورد بهره‏ گیرى از غذاهاى حرام: «حُرّمت علیکم المَیتَةُ و الدّم... ذلکم فِسق»

10. در مورد تهمت زدن به زنان پاکدامن: «یَرمُونَ المحصنات... اولئک هم الفاسقون»


تحقیق، داروى دردهاى اجتماعى

در طول تاریخ، انبیا با مردم و اجتماعاتى روبرو بوده‏ اند که به انواع بیمارى‏ هاى اجتماعى و اخلاقى مبتلا بوده ‏اند و حتّى امروز با آن همه پیشرفت‏ هاى مهمى که در زندگى بشر شده است، هنوز آن بیمارى ‏ها به قوّت خود باقى است. بیمارى ‏هایى همچون:

تقلید کورکورانه از نیاکان و پیروى از عادات وآداب ورسوم خرافى.

پیروى از خیالات، شایعات، پیشگویى ‏ها و رؤیاهاى بى ‏اساس.

داورى و موضع‏گیرى بدون علم، ستایش یا انتقاد بدون علم و نوشتن و گفتن بدون علم.

داوریى شفابخش براى همه آن بیمارى ‏ها، تحقیق و بررسى است که در این آیه آمده است.

اگر جامعه اهل دقّت و تحقیق و بررسى باشد، همه‏ى این آفات و بلاهاى اجتماعى یکسره درمان مى ‏شود.

مشابه این آیه، آیه 94 سوره نساء است که مى‏فرماید: «یا ایّها الّذین آمنوا اذا ضربتم فى سبیل اللّه فتبیّنوا و لا تقولوا لمن ألقى الیکم السّلام لستَ مؤمناً تبتغون عرض الحیاة الدنیا فعند اللّه مغانم کثیرة کذلک کنتم من قبل فمَنّ اللّه علیکم فتبیّنوا اِنّ اللّه کان بما تعملون خبیراً» اى مؤمنان! هرگاه در راه خدا گام بر مى ‏دارید و سفر مى ‏کنید، تحقیق و بررسى کنید و به کسى که اظهار ایمان مى ‏کند نگوئید تو مؤمن نیستى و بخاطر به دست آوردن غنائم بى‏ گناهى را نکشید. زیرا نزد خداوند غنائم فراوانى است.

چنانکه در تاریخ آمده است: پس از جنگ خیبر، پیامبرصلى الله علیه وآله شخصى به نام اُسامةبن زید را همراه گروهى از مسلمانان به سوى یهودیانى که در یکى از روستاهاى فدک بودند فرستاد تا آنان را به اسلام یا قبول شرایط ذِمّه و تحت‏الحمایه بودن دعوت نماید، یکى از یهودیان (به نام مِرداس) با شنیدن خبر، اموال و خانواده خود را در پناه کوهى قرار داد و با گفتن «لا اله الاّ اللّه محمّدٌ رَسولُ اللّه» به استقبال مسلمانان آمد. اُسامه به گمان این‏که او از ترس، اسلام آورده و اسلام او واقعى نیست، او را کشت. رسول خدا پس از اطلاع، به شدّت ناراحت شدند و آیه فوق نازل شد.

خبر در اسلام‏

اسلام درباره‏ى چگونگى سخن و نقل خبر تأکیدهاى فروانى کرده است از جمله:

الف) قرآن از کسانى که هر خبرى را مى‏شنوند و نسنجیده آن را نشر مى‏دهند، به شدّت انتقاد کرده و مى‏فرماید: خبر را به اهل استنباط عرضه کنید و اگر حقّانیّت آن ثابت شد، آنگاه آن را پخش کنید.

ب) قرآن براى کسانى که با پخش اخبار دروغ، در جامعه دغدغه ایجاد مى‏کنند، کیفرى سخت معیّن فرموده است.

ج) پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله در سال آخر عمر شریف خود در سفر حج فرمودند: کسانى که خبرهاى دروغى از من نقل مى‏ کنند، زیادند و در آینده زیادتر خواهند شد، هر کس آگاهانه به من نسبت دروغ بدهد، جایگاهش دوزخ است و هر چه از من شنیدید، به قرآن و سنّت من عرضه کنید، پس اگر موافق آن دو بود بپذیرید وگرنه ردّ کنید.

د) امام صادق‏علیه السلام به کسى که خبرهاى دروغى را به پدرش امام باقرعلیه السلام نسبت مى‏داد، لعنت کردند و فرمودند: هر چه از ما شنیدید، اگر شاهد و گواهى از قرآن یا سایر سخنان ما بر آن پیدا کردید، بپذیرید وگرنه نپذیرید.

ه) امام رضاعلیه السلام فرمودند: سند سخنان ما، قرآن و سنّت رسول‏ خداصلى الله علیه وآله است.

و) یکى از مهم‏ترین علوم اسلامى، علم رجال است که براى شناخت خبر صحیح از غیر صحیح، افرادى را که حدیث نقل مى‏کنند، مورد ارزیابى و بررسى قرار مى‏دهد.

منابع:

تفسیر نمونه

تفسیر نور

تفسیر المیزان

کتب لغت و قاموس اللغه

 

 

  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰


دل پاره ها و عقل واره ها را ببینید

یاد آوری:
1- آزمون مرحله دوم اردوها در تاریخ پانزدهم و هفدهم اسفند ماه برگزار می شود.
2- مرحله اول شرکت در این دوره ویژه مدیران  مدارس و مربیان پرورشی می باشد.
3-متن فوق برای همه کسانی که فردی و گروهی سفر می کنند بسیار جذاب و مفید می باشد.


*********

Related image


  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰


Image result for ‫تفسیر سوره حجرات‬‎

بسم الله الرحمن الرحیم


برخی مطالب کلی:


1- محل نزول سوره:

از محتوای این سوره که مسائل اخلاقی و برخی از مسائل فقهی را به همراه دارد، معلوم می‌شود که نزول آن در مدینه بود، چون عناصر محوری سُوَر مکّی همان اصول اعتقادی و برهان بر توحید و وحی و نبوّت و رسالت و معاد و امثال اینها هست.


2- نام گذاری سوره:

این سوره به نام «حُجرات» نام‌گذاری شده است، ظاهراً بسیاری از این نام‌ها «عَلَم بالغَلَبَة» است و «عَلَم» رسمی نیست. بعضی از سُوَر «عَلَم» رسمی است؛ نظیر «فاتحة الکتاب»، «یس» یا سُورَی که نام‌های آنها در روایات اهل بیت(علیهم السلام) به عنوان تَسمیه آمده است، اما بسیاری از این سُوَر «عَلَم بالغَلَبَة» ‌هستند، مثل سوره «انعام», سوره «فیل» و سوره «عنکبوت»؛ یعنی سوره‌ای که جریان فیل در آن مطرح شده است. تفسیرهایی که برای شیعه یا سنّی است و برای قبل از هزار سال است، آنها وقتی می‌خواهند سوره مبارکهٴ «عنکبوت» یا «بقره» را تفسیر کنند، می‌گویند: «فی تفسیرة السورة التی یذکر فیها البقرة». مرحوم سید رضی و سایر آقایانی که در این حدّ از عصر خودشان هستند معمولاً نمی‌گویند تفسیر سوره «بقره»، بلکه می‌گویند «و من السورة التی یذکر فیها البقرة».و این‌جا هم چون کلمهٴ «حجرات» در آیه چهار سوره مبارکهٴ «حجرات» آمده، به نام سوره «حجرات» معروف شده است.


3- برخی عناصر محوری و موضوعات سوره:

- کیفیت رعایت ادب محضر و حضور پروردگار

در کتاب‌های اخلاقی، بسیاری از بزرگان رسالهای نوشتند که رابطه ما با خدا چطور باشد، با خدا چطور حرف بزنیم  و از خدا چه بخواهیم.خدا را با چه نام بخوانیم؟ چه وقت بخوانیم؟ چطور بخوانیم؟

-کیفیت رعایت ادب محضر پیامبر

- تقوی و خویشتنداری

-حکم فقهی اصلاح بین دو گروه از مسلمانان که با هم در جنگ باشند

- اخلاق اجتماعی(پرهیز از گمان بد،کنکاش در زندگی خصوصی دیگران،غیبت)

-مسائل اعتقادی از قبیل اسلام و ایمان

- گزارش رسانی و گزارش گیری

-جامعه ایمانی و برادرانه

-ملاک و معیار ارزشمندی فرد و جامعه

-صفات ذات خداوند از قبیل سمیع،علیم،خبیر،بصیر،قدیر

- علم غیب

- تساوی و برابری انسان ها


  • سید محمد عبداللهی