اسماء الحسنی

آموزه های قرآنی(تفسیر و علوم قرآنی-مسابقات قرآنی)

اسماء الحسنی

آموزه های قرآنی(تفسیر و علوم قرآنی-مسابقات قرآنی)

اسماء الحسنی

پل ارتباطی با نویسنده و بلاگ در پیام رسان ها با شماره 09218305249

کانال ما در ایتا (رحیق مختوم)

http://eitaa.com/joinchat/2952462340C4011b8cfbf

گروه ما در ایتا(سربازان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی )

http://eitaa.com/joinchat/3076980744Gb1210b70d7

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات
نویسندگان

۹ مطلب با موضوع «کتاب و عترت» ثبت شده است

  • ۱
  • ۰

Image result for ‫تفسیر سوره حجرات‬‎


آیه 7و8 حجرات:

 

وَاعْلَمُواْ أَنَّ فِیکُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ یُطِیعُکُمْ فِى کَثِیرٍ مِّنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لَکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِى قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ أُوْلَئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ‏* فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَنِعْمَةً وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ‏*


ترجمه:

و بدانید که در میان شما رسول‏خداست که (شما باید از او پیروى کنید و) اگر او در بسیارى از امور پیرو شما باشد، قطعاً به سختى ومشقّت خواهید افتاد، ولى خدا ایمان را محبوب شما قرار داده و در دلهایتان آن را زینت بخشیده است و کفر،    فسق و گناه را مورد تنفّر شما قرار داده است. آنها همان رشد یافتگان هستند.*(این علاقه به ایمان و تنفّر از کفر،) فضل و نعمتى بزرگ از طرف خداوند است و خداوند آگاه و حکیم است.

نکته ها:

*در ذیل آیه قبل خواندیم که ولیدبن عَقبه به دروغ، خبر مخالفت مردم با پرداخت زکات را به پیامبرصلى الله علیه وآله داد. مردم آماده هجوم شدند که آیه نازل شد: هرگاه فاسقى خبرى آورد تحقیق کنید. این آیه مى‏فرماید: اصولاً مردم باید تابع پیغمبر باشند، نه آنکه رهبر الهى تابع هیجان‏هاى ناپخته ى برخاسته از گزارشات افراد فاسق قرار گیرد.

در روایات مى‏خوانیم: اگر اهل ایمان نزد شما محبوب بودند، در راه خیر هستید و اگر به گنهکاران علاقمند بودید، در شما خیرى نیست.( کافى، ج‏2، ص‏126)

*بر اساس روایات، یکى از مصادیق ایمان در جمله ‏ى «حَبّبَ الیکم الایمان»، محبّت على ‏ابن ابى‏طالب‏علیهما السلام و مراد از کفر و فسوق و عصیان، دشمنى با اهل‏بیت پیامبرعلیهم السلام است.( کافى، ج‏1، ص‏426.)

*در حدیث مى ‏خوانیم: کسانى که علاقه به معنویات و تنفّر از گناه را نعمت نمى‏دانند، نعمت‏ هاى الهى را کفران کرده، عملشان کم و تلاشهاى آنان نابود است.( بحار، ج‏74، ص‏158.)

رشد:

رسیدن به رشد و کمال، هدیه‏ى الهى به انبیاست؛ «آتَینا ابراهِیم رُشدَه»( انبیاء، 51.) ووظیفه‏ى آنها رشد دادن دیگران مى ‏باشد؛ «یا قوم اتّبِعون اَهدِکم سَبیلَ الرّشاد»( غافر، 38.) آنان نیز خود به دنبال رشد بوده‏ اند، چنانکه حضرت موسى در بیابان‏ ها به دنبال حضرت خضر مى ‏رود تا از طریق علم او به رشد برسد؛ «هل اتّبعک على أن تُعلّمَن ممّا عُلّمتَ رُشداً»( کهف، 66.)

ایمان زمینه‏ ى رشد، «ولیؤمنوا بى لعلّهم یَرشُدون»( بقره، 186.) و کتب آسمانى وسیله‏ ى رشد هستند، «یَهدى اِلىَ الرُّشد»( جن، 2.). در این آیه نیز مؤمنان واقعى اهل رشد معرّفى شده ‏اند. «اولئک هم الراشدون» به هر حال مراد از رشد در قرآن، رشد معنوى است، و این کوته فکرى است که انسان رشد را تنها در کامیابى‏ هاى دنیوى بداند.

در مدیریّت و سیاست‏گذارى جامعه، اگر تصمیم‏گیرنده معصوم یا عادل نباشد، از استبدادى سر در مى‏آورد که در آن رشدى نیست، «و ما اَمرُ فِرعونَ بِرَشید»( هود، 97.) ولى اگر تصمیم‏گیرنده معصوم یا عادل باشد، زمینه‏ى رشد فراهم است. «اولئک هم الرّاشِدون»


واژه شناسی:

لعنتُّم: از عَنِتَ در کار و امر دشواری قرار گرفت (قطعا به سختی و مشقت می افتید-هلاک و نابود می گردید)

حبَّبَ: ثلاثی مزید، فعل ماضی از باب تفعیل دوست داشتنی و محبوب کرده است

فُسوق:مصدراز ریشه ی فِسق (فسق یَفسِقُ) از راه حق و درستی منحرف شد

عِصیان:از عَصَیَ (نا فرمانی و مخالفت)عصیان بستر سازی یرای انجام گناه است.


پیام ها:

*حضور پیامبر الهی در میان مومنین امتنان و لطفی از سوی خداوند بر آنان

* تذکر خداوند به مومنان در باره اهمیت حضور رسول الهی در میان آنان

*وجود وحضور پیامبر خدا به عنوان رسول خدا در میان جامعه مقتضی تبعیت و فرمانبری از ایشان است (ممنوعیت تحمیل آرای عمومی بر رسول خدا )

*اقدام نکوهیده و ناپسند برخی از مسلمانان در تحمیل آرای شخصی خود بر رسول خداوند

*تلاش برخی از مومنان به پذیرش خبرو گزارش ولید از سوی پیامبر(ممنوعیت خودسری و تکروی اشخاص در برابر پیامبر)

*خوسرانه عمل کردن در مسائل مهم اجتماعی و بی اعتنایی به دستورات رهبر الهی ممنوع

* ترک خودسری عامل مصونیت جامعه و عدم بروز خطرات ندامت بار و غیر قابل جبران

*تحمیل آرای شخصی بر رهبری الهی مایه مشقت و زیان خود مردم

*صلاح و سعادت مومنان در پیروی از رهبری الهی

*ضرورت انعطاف رهبری در برابر برخی آرا و نظریات مردم

*انتظار بیجای برخی از مسلمانان در تبعیت پیامبر از دستورات و آرای شخصی آنان

*طرح و برنامه های پیامبر بر اساس واقعیت ها و مصالح واقعی جامعه است نه تمایلات و هوس های افراد

*خداوند جلوه دهنده و محبوب کننده ایمان در دل مومنان(تسلط بر دل ها در اختیار خداوند)

*عشق به ایمان و زیبایی های آن در قلب مومنان امری فطری و الهی

* محبت واقعی به ایمان مقتضی اطاعت از پیامبر

* حرکت مومنانه در مسیر ایمان و اطاعت از رسول بر اساس عشق و محبت به دین نه تحمیل و تحکم

*خداوند پدید آورنده زمینه بیزاری و انزجار مومنان از کفر و گناه و نافرمانی

* تنفرمومنان نسبت به گناه و کفر و معصیت درونی است

*قلب جایگاه ادراک و اساس زیبایی ایمان و زشتی کفر

*بیزاری از کفر و فسوق و عصیان دارای ریشه در سرشت انسان(سرمایه های الهی)

* کفر و فسوق و عصیان سه حلقه پیوسته به یکدیگر

*کفر زمینه ساز ابتلای انسان به شکستن حریم ارزش ها و ارتکاب و انجام گناهان

* اطاعت بی چون و چرا از رسول خدا نمود ایمان و موضع گیری در برابر ایشان نمود کفر است

*رشد واقعی انسان در پرتو عشق به دین و بیزاری از کفر و گناه محقق می شود

* سه حلقه کفر، فسق،عصیان مانع رشد اجتماعی در ابعاد گوناگون

* رشد و تعالی جامعه در پرتو وجود رهبری الهی و نفوذ رهنمودهای ایشان در لایه های مختلف جامعه

*خداوند هموار کننده راه ایمان و تعالی برای انسان ها

  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰

Image result for ‫تفسیر سوره حجرات‬‎



آیه 6 سوره حجرات


یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِینَ


اى کسانى که ایمان آورده اید! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهى از روى ناآگاهى آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید.


واژه شناسی:

فاسق: اسم فاعل از ریشه فسق ثلاثی مجرد از فَعَلَ یَفعُلُ- به معنی بدکاری که از انجام دادن گناهان و زشتی های پرهیزی ندارد- کسی که از مسیر حقیقت و صلاح بیرون شده است- متجاوز و کسی از مرز شریعت عبور می کند- کسی که برابر دستورات قرآن و سنت یقینی عمل نمی کند.

این واژه به همراه مشتقات آن و در قالب های گوناگون 54 بار در موضوعات و مصادیق مختلف به کار رفته است.

نَبَاٍ:(نَبَاَ ینبئ ُ تنبیئاً و تنبئِةً) به معنی خبرو گزارش مهم و قابل توجه و این واژه به همراه قالب ها و مشتقات آن 80 بار در قرآن تکرار شده است.

شان نزول:

بر اساس روایات متعدّد از طرق شیعه و سنّى، این آیه درباره ولیدبن عقبه نازل شده است. زیرا پیامبر او را براى جمع‏آورى زکات از قبیله بنى مصطلق اعزام داشت، امّا از آنجا که میان او و این قبیله در دوران جاهلیّت، خصومتى شدید بود، هنگامى که اهل قبیله به استقبال او مى‏آمدند، گمان کرد که به قصد کشتن او آمده‏اند. لذا جلوتر نرفت و نزد پیامبر بازگشت و خبر داد که مردم از پرداخت زکات خوددارى کرده‏اند. پیامبر از این خبر ناراحت شد و تصمیم گرفت آنان را گوشمالى دهد. آیه فوق نازل شد و در مورد خبر فاسق دستور تحقیق داد.

روشن است که فسقِ ولیدبن عقبه، از ابتدا روشن نبود و گرنه پیامبر شخص فاسق را به عنوان نماینده خود جهت دریافت زکات اعزام نمى‏کرد، بلکه پس از دروغى که ولید در مورد سرباز زدن قبیله بنى‏المصطق از پرداخت زکات گفت، این آیه فسق او را آشکار ساخت تا پیامبر و مؤمنان بر اساس خبر او عمل نکنند.

امام حسین‏علیه السلام در احتجاجى که با ولید بن عقبه داشت فرمود: به خدا سوگند من تو را در دشمنى‏ات با علىّ‏بن ابى‏طالب‏علیهما السلام ملامت نمى‏کنم، زیرا خداوند، على را مؤمن و تو را فاسق خوانده است. سپس آیه فوق را تلاوت کردند.

نکته ها:

1-    مومنان وظیفه دارند گزارش های رسیده از اشخاصی که صداقت شان محرز نیست را بررسی کرده و به صرف خبر و گزارش وی اکتفا نکنند.

2-    وجوب بررسی صدق خبر فاسق منوط به مهم بودن آن است (وجوب تبین و روشن و شفاف سازی خبر در خصوص اخبار مهم و سرنوشت ساز)

3-    اخبار شخص عادل که صداقت او محرز شده است از تبین و فحص و جستجو بی نیاز است.

4-    ضرورت هوشیاری و احتیاط جامعه در برابر اخبار مهم اجتماعی

5-    وجود روحیه فسق و عصیانگری دارای تاثیر منفی در تشخیص ها و گزارش های فرد فاسق

6-    اعتماد به اخبار و گزارش های فاسقین و افراد بی بند وبار بدون تحقیق و بررسی خطر های زیانباری به دنبال دارد

7-    ترتیب اثر دادن به خبر فاسق بدون جستجو و تفحص کاری جاهلانه و ندامت بار برای جامعه است

8-    نقش ویرانگر منابع خبری فاسق و فاسد در مناسبات و امنیت جوامع

9-    لزوم دقت و احتیاط در زمینه امور مرتبط به سرنوشت مردم و امنیت جامعه

10-ضرورت بررسی اخبار مهم صرف نظر از گزارش دهنده و مخبر آن

11-جامعه صدر اسلام در معرض خطر از ناحیه گزارش ها و اخبار دروغین فاسقان

 

نکته های تکمیلی:

سؤال اول :

 در این آیه دستور تحقیق و بررسى آمده، ولى درآیه ‏ى 12 همین سوره، تجسّس، حرام شمرده شده است، آیا مى ‏شود تحقیق و تفحّص، هم حرام باشد و هم واجب؟

پاسخ: آنجا که تجسّس حرام است، درباره‏ى رفتار شخصىِ مردم است که ربطى به زندگى اجتماعى ندارد، ولى آنجا که واجب است، موردى است که به جامعه مربوط است و مى‏ خواهیم بر اساس آن، اقدام و عملى انجام دهیم که اگر به خاطر احترام فرد، تحقیق و بررسى نکنیم ممکن است جامعه در معرض فتنه و آشوب قرار گیرد.

سوال دوم:

فسق چیست و فاسق کیست؟

«فِسق» در لغت به معناى خارج شدن است و در اصطلاح قرآنى، به خارج شدن از راه مستقیم گفته مى ‏شود. این کلمه در برابر عدالت به کار مى ‏رود و فاسق به کسى گویند که مرتکب گناه کبیره‏اى شود و توبه نکند.

واژه «فِسق»، در قالب‏هاى گوناگون، پنجاه و چهار بار در قرآن آمده و در موضوعات و مصادیق مختلفى به کار رفته است از جمله:

1. در مورد انحراف‏هاى فرعون و قوم او: «انّهم کانوا قَوماً فاسقین»

2. در مورد افراد چند چهره و منافق: «انّ المنافقین همُ الفاسقون»

3. در مورد آزار دهندگان به انبیا و سرکشان از دستورات آنان:«قالوا یا موسى‏ انّا لن‏دخلها... القوم الفاسقین»

4. در مورد کسانى که طبق قانون الهى داورى و قضاوت نمى‏کنند: «و مَن لم یحکم بما اَنزلَ اللّه فَاولئک هم الفاسقون»

5. در مورد حیله گران: «...بما کانوا یَفسقون»

6. در مورد کسانى که وظیفه‏ى مهم امر به معروف و نهى از منکر را رها مى ‏کنند: «اَنجَینا الّذین یَنهَونَ عن السوء و اَخَذنَا الّذین ظلموا... بما کانوا یَفسقون»

7. در مورد کسانى که خانه، تجارت، فامیل و مادّیات را بر جهاد در راه خدا ترجیح مى‏ دهند: «ان کان آبائکم... اَحبّ... واللّه لا یَهدِى القومَ الفاسقین»

8. در مورد گناهان علنى و انحرافات جنسى و شهوت‏رانى ‏هاى ناروا. (قرآن به قوم لوط که گناه را در مجالس علنى و بى ‏پروا انجام مى ‏دادند، لقب فاسق داده است) «رِجزاً من السماء بما کانوا یَفسقون»

9. در مورد بهره‏ گیرى از غذاهاى حرام: «حُرّمت علیکم المَیتَةُ و الدّم... ذلکم فِسق»

10. در مورد تهمت زدن به زنان پاکدامن: «یَرمُونَ المحصنات... اولئک هم الفاسقون»


تحقیق، داروى دردهاى اجتماعى

در طول تاریخ، انبیا با مردم و اجتماعاتى روبرو بوده‏ اند که به انواع بیمارى‏ هاى اجتماعى و اخلاقى مبتلا بوده ‏اند و حتّى امروز با آن همه پیشرفت‏ هاى مهمى که در زندگى بشر شده است، هنوز آن بیمارى ‏ها به قوّت خود باقى است. بیمارى ‏هایى همچون:

تقلید کورکورانه از نیاکان و پیروى از عادات وآداب ورسوم خرافى.

پیروى از خیالات، شایعات، پیشگویى ‏ها و رؤیاهاى بى ‏اساس.

داورى و موضع‏گیرى بدون علم، ستایش یا انتقاد بدون علم و نوشتن و گفتن بدون علم.

داوریى شفابخش براى همه آن بیمارى ‏ها، تحقیق و بررسى است که در این آیه آمده است.

اگر جامعه اهل دقّت و تحقیق و بررسى باشد، همه‏ى این آفات و بلاهاى اجتماعى یکسره درمان مى ‏شود.

مشابه این آیه، آیه 94 سوره نساء است که مى‏فرماید: «یا ایّها الّذین آمنوا اذا ضربتم فى سبیل اللّه فتبیّنوا و لا تقولوا لمن ألقى الیکم السّلام لستَ مؤمناً تبتغون عرض الحیاة الدنیا فعند اللّه مغانم کثیرة کذلک کنتم من قبل فمَنّ اللّه علیکم فتبیّنوا اِنّ اللّه کان بما تعملون خبیراً» اى مؤمنان! هرگاه در راه خدا گام بر مى ‏دارید و سفر مى ‏کنید، تحقیق و بررسى کنید و به کسى که اظهار ایمان مى ‏کند نگوئید تو مؤمن نیستى و بخاطر به دست آوردن غنائم بى‏ گناهى را نکشید. زیرا نزد خداوند غنائم فراوانى است.

چنانکه در تاریخ آمده است: پس از جنگ خیبر، پیامبرصلى الله علیه وآله شخصى به نام اُسامةبن زید را همراه گروهى از مسلمانان به سوى یهودیانى که در یکى از روستاهاى فدک بودند فرستاد تا آنان را به اسلام یا قبول شرایط ذِمّه و تحت‏الحمایه بودن دعوت نماید، یکى از یهودیان (به نام مِرداس) با شنیدن خبر، اموال و خانواده خود را در پناه کوهى قرار داد و با گفتن «لا اله الاّ اللّه محمّدٌ رَسولُ اللّه» به استقبال مسلمانان آمد. اُسامه به گمان این‏که او از ترس، اسلام آورده و اسلام او واقعى نیست، او را کشت. رسول خدا پس از اطلاع، به شدّت ناراحت شدند و آیه فوق نازل شد.

خبر در اسلام‏

اسلام درباره‏ى چگونگى سخن و نقل خبر تأکیدهاى فروانى کرده است از جمله:

الف) قرآن از کسانى که هر خبرى را مى‏شنوند و نسنجیده آن را نشر مى‏دهند، به شدّت انتقاد کرده و مى‏فرماید: خبر را به اهل استنباط عرضه کنید و اگر حقّانیّت آن ثابت شد، آنگاه آن را پخش کنید.

ب) قرآن براى کسانى که با پخش اخبار دروغ، در جامعه دغدغه ایجاد مى‏کنند، کیفرى سخت معیّن فرموده است.

ج) پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله در سال آخر عمر شریف خود در سفر حج فرمودند: کسانى که خبرهاى دروغى از من نقل مى‏ کنند، زیادند و در آینده زیادتر خواهند شد، هر کس آگاهانه به من نسبت دروغ بدهد، جایگاهش دوزخ است و هر چه از من شنیدید، به قرآن و سنّت من عرضه کنید، پس اگر موافق آن دو بود بپذیرید وگرنه ردّ کنید.

د) امام صادق‏علیه السلام به کسى که خبرهاى دروغى را به پدرش امام باقرعلیه السلام نسبت مى‏داد، لعنت کردند و فرمودند: هر چه از ما شنیدید، اگر شاهد و گواهى از قرآن یا سایر سخنان ما بر آن پیدا کردید، بپذیرید وگرنه نپذیرید.

ه) امام رضاعلیه السلام فرمودند: سند سخنان ما، قرآن و سنّت رسول‏ خداصلى الله علیه وآله است.

و) یکى از مهم‏ترین علوم اسلامى، علم رجال است که براى شناخت خبر صحیح از غیر صحیح، افرادى را که حدیث نقل مى‏کنند، مورد ارزیابى و بررسى قرار مى‏دهد.

منابع:

تفسیر نمونه

تفسیر نور

تفسیر المیزان

کتب لغت و قاموس اللغه

 

 

  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰


دل پاره ها و عقل واره ها را ببینید

یاد آوری:
1- آزمون مرحله دوم اردوها در تاریخ پانزدهم و هفدهم اسفند ماه برگزار می شود.
2- مرحله اول شرکت در این دوره ویژه مدیران  مدارس و مربیان پرورشی می باشد.
3-متن فوق برای همه کسانی که فردی و گروهی سفر می کنند بسیار جذاب و مفید می باشد.


*********

Related image


  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰


Image result for ‫تفسیر سوره حجرات‬‎

بسم الله الرحمن الرحیم


برخی مطالب کلی:


1- محل نزول سوره:

از محتوای این سوره که مسائل اخلاقی و برخی از مسائل فقهی را به همراه دارد، معلوم می‌شود که نزول آن در مدینه بود، چون عناصر محوری سُوَر مکّی همان اصول اعتقادی و برهان بر توحید و وحی و نبوّت و رسالت و معاد و امثال اینها هست.


2- نام گذاری سوره:

این سوره به نام «حُجرات» نام‌گذاری شده است، ظاهراً بسیاری از این نام‌ها «عَلَم بالغَلَبَة» است و «عَلَم» رسمی نیست. بعضی از سُوَر «عَلَم» رسمی است؛ نظیر «فاتحة الکتاب»، «یس» یا سُورَی که نام‌های آنها در روایات اهل بیت(علیهم السلام) به عنوان تَسمیه آمده است، اما بسیاری از این سُوَر «عَلَم بالغَلَبَة» ‌هستند، مثل سوره «انعام», سوره «فیل» و سوره «عنکبوت»؛ یعنی سوره‌ای که جریان فیل در آن مطرح شده است. تفسیرهایی که برای شیعه یا سنّی است و برای قبل از هزار سال است، آنها وقتی می‌خواهند سوره مبارکهٴ «عنکبوت» یا «بقره» را تفسیر کنند، می‌گویند: «فی تفسیرة السورة التی یذکر فیها البقرة». مرحوم سید رضی و سایر آقایانی که در این حدّ از عصر خودشان هستند معمولاً نمی‌گویند تفسیر سوره «بقره»، بلکه می‌گویند «و من السورة التی یذکر فیها البقرة».و این‌جا هم چون کلمهٴ «حجرات» در آیه چهار سوره مبارکهٴ «حجرات» آمده، به نام سوره «حجرات» معروف شده است.


3- برخی عناصر محوری و موضوعات سوره:

- کیفیت رعایت ادب محضر و حضور پروردگار

در کتاب‌های اخلاقی، بسیاری از بزرگان رسالهای نوشتند که رابطه ما با خدا چطور باشد، با خدا چطور حرف بزنیم  و از خدا چه بخواهیم.خدا را با چه نام بخوانیم؟ چه وقت بخوانیم؟ چطور بخوانیم؟

-کیفیت رعایت ادب محضر پیامبر

- تقوی و خویشتنداری

-حکم فقهی اصلاح بین دو گروه از مسلمانان که با هم در جنگ باشند

- اخلاق اجتماعی(پرهیز از گمان بد،کنکاش در زندگی خصوصی دیگران،غیبت)

-مسائل اعتقادی از قبیل اسلام و ایمان

- گزارش رسانی و گزارش گیری

-جامعه ایمانی و برادرانه

-ملاک و معیار ارزشمندی فرد و جامعه

-صفات ذات خداوند از قبیل سمیع،علیم،خبیر،بصیر،قدیر

- علم غیب

- تساوی و برابری انسان ها


  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰
Image result for ‫فهم عمیق قرآن‬‎


قابل توجه همکاران محترم معاونین و مربیان فرهنگی و پرورشی


با توجه به آزمون پایانی مشاوره از منظر قرآن و شیوه های تشویق دانش آموزان به نماز در تاریخ 24/10/97 برگزار می شود و درخواست برخی از همکاران ارجمند مجموعه متنی دو موضوع در قالب نوشتاری و با امکان جستجو در اختیار قرار می گیرد.



  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰

 

دریافت فایل های جلسات 1تا8 شمیم دانش

 

دریافت فایل های جلسات 9 تا16 شمیم دانش

 

*********

یاد آوری: مرحله دوم آزمون شمیم دانش از 20  تا 24 آذرماه به عمل می آید.

محتوی این مرحله آزمون شامل جلسات 9 تا 16 هر کدام از چهار موضوع می باشد.

--------

بدین وسیله از زحمات همکار و دوست بسیار ارجمندم جناب آقای روح الله زاهدی در ارسال به موقع محتوی صمیمانه سپاسگزاری می نماییم.

  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰
  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰

زبان نزول قرآن !

چرا خدا برای هر ملتی به زبان خودش کتاب نفرستاد؟ شاید بگی به خاطر تحریف، خب همه رو مثل قرآن حفظ می‌کرد، اصلا مگه تورات تحریف نشد؟ اگه شد، یعنی خدا مثل قرآن از آنها مواظبت نکرده است؟!


 گسیل رسولان بعدی و انزال کتب بعدی، برای اکمال دین (شریعت – قوانین، نه اصل دین)، به تناسب گستره‌ی حوزه مأموریت و مخاطبین است، نه به خاطر تحریف کتب قبلی. فرق است بین دین (شریعتی) که برای قوم عاد و ثمود، یا لوط و بنی اسرائیل است، با شریعتی که برای جهانیان در هر زمان می‌باشد.

●- به ویژه امروزه که جهان کفر و استکبار، مردمان جهان را به یکپارچگی به رهبریت خود دعوت می‌کنند و حتی به زور تحمیل می‌کنند، در میان ملل مسلمان، اختلافات مرزی، جغرافیایی، زبانی، نژادی، قومی و مذهبی را دامن می‌زنند!

در امریکا و اروپای مسیحی و بعضاً (تعدادی اندک) یهودی، هرگز این سؤال و شبهه مطرح نمی‌شود که حضرات موسی و عیسی علیهماالسلام، فلسطینی بودند و کتاب‌شان نیز به زبان عبری بوده است! و هم چنین به زبان دانشمندان علوم تجربی، یا نظریه‌پردازان علوم نظری و حتی مکتب‌سازان نوین، هیچ توجه نمی‌شود و "ایسم"ها را به جهان القا و تحمیل می‌کنند! اما بحث از اسلام و قرآن کریم که به میان آید، دعوای عرب و عجم، شیعه و سنی، فارسی زبان و ترک زبان و ... راه می‌‌اندازند! و به ویژه امروزه که زبان در هیچ علم و موضوعی برای ما مسئله نیست، عربی بودن زبان اسلام و کتاب قرآن را بهانه می‌آورند!

*- و اما نکات دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد:

الف – از همان عصر پیامبران و به ویژه پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، همیشه یک عده‌ای بودند و هستند که به جای کسب فضیلت در شناخت و ایمان و بالتبع رشد و کمال، مرتب ایراد گرفتند که چرا خداوند متعال او را نبی کرد و دیگران را نبی ننمود؟ چرا اینگونه وحی فرستاد و آنگونه نفرستاد؟ چرا معجزاتش این شکلی بود و آن شکلی نبود؟ چرا زبان وحی‌اش این بود و آن نبود و ...!

پاسخ‌ها نیز بسیار است، اما جامع‌ترین همان است که خداوند متعال فرمود: «برای این که او اعلم است رسالتش را کجا قرار دهد».

دقت کنیم که ما انسان‌ها، مخلوقات خداوندیم که او خالق، مالک و ربّ ماست و ما را هدایت می‌کند؛ پس او بهتر می‌داند که چه کسی را پیامبر نماید، در چه زمانی نبی و رسول بفرستد، در میان کدام قومی نبی برانگیزد و به چه زبانی به او وحی بفرستد و چه کسانی را جانشنیان او قرار دهد و ... .

ب – مرزهایی که انسان‌ها بین خود کشیده‌اند بسیار متنوع، متغیر و متزلزل می‌باشند. مشهورترین آنها مرزهای جغرافیایی است و سپس مرزهای زبانی، و سپس نژادی و یا حتی ثروت و قدرت و ... ، که همه زوال‌پذیر و چرخشی هستند.

اما خداوند متعال نه تنها تابع مرزهای اعتباری ما که دائم کوچک و بزرگ نیز می‌شوند نمی‌باشد، بلکه خود مرزها را تبیین و مشخص می‌نماید.

●- مرز نزد خداوند متعال "دین" اوست؛ و مرز ایمان و عمل صالح و تقواست.

نزد او که خالق همگان است، هویت یک ملت، مرزهای جغرافیایی کوچک و بزرگ، ثابت و متغیر و نیز شناسنامه نمی‌باشد، بلکه هویت انسان با همان "دین" او تعریف می‌شود، چنان که به پیروان حضرت ابراهیم علیه السلام، "مِلّةَ اِبراهیم" می‌گوید و تقسیمات ملیتی و هویتی نیز بر همین اساس است.

حتی مرزبندی "اقوام" نیز بر اساس "دین" است، چنان که قوم ابراهیم، قوم موسی، قوم عیسی و قوم محمد صلوات الله علیهم اجمعین، یا قوم فرعون گفته می‌شود، مگر این که بخواهد به یک تیره‌ی خاصی، در زمان خاصی اشاره نماید، مثل قوم عاد و ثمود.

پ – بنابراین، نه مرزهای متغیر جغرافیایی، ملاک وحی و هدایت است و نه مرزهای زبانی که به مراتب بیشتر از مرزهای جغرافیایی می‌باشند، ملاک گسیل انبیا و انزال وحی می‌باشد.  

می‌دانیم که چه بسا در یک مرز جغرافیایی ثابت در یک دوره‌ی زمانی معین، ده‌ها زبان وجود داشته باشد، مانند ایران امروز که در آن زبان‌های فارسی، آذری، گیلکی، مازنی، کردی، کرمانجی، عربی، بلوچی و ... وجود دارد و هر کدام از آنها نیز به شعبی تقسیم می‌گردند. در طی یک قرن اخیر، فقط بیش از چهار زبان مستقل در دنیا از بین رفته‌اند!

ت – حضرت ابراهیم علیه السلام، در فلسطین است. مدتی در شهر حران (یا حیران - ترکیه و مرز سوریه‌ی فعلی) سکونت گزیدند – به مکه آمدند و کعبه را عمارت نمودند و سپس به کنعان بازگشتد. حال به چه زبانی باید وحی را اخذ و ابلاغ می‌نمود؟ بدیهی است به زبان خودشان.

حضرت یوسف علیهاالسلام در کنعان بود  و سر از مصر درآورد، و هم چنین است تاریخ حضرت موسی علیه السلام و سفرهایش از فلسطین به مصر ... و چه بسا سیطره‌ی ایران آن موقع در برخی نواحی.

ایران، هم اکنون نیز تماماً فارسی زبان نیست، چه رسد به آن روزگار که بسیاری از کشورهای فعلی، جزو خاک ایران محسوب می‌گردیدند.

ث – بنابراین، هدف از هدایت الهی، انسان است؛ در هر کجا که باشد و به هر ملیت، زبان و یا از هر نژادی که باشد.

از این‌رو، انبیا و رسولان خود را بر اساس حکمت خویش مبعوث می‌دارد و به آنها نیز به زبان خودشان (نه یک زبان غریبه با نبی و محیطش) وحی می‌فرستد، اما برای اقوام گوناگون، حججی می فرستد تا آن دین را تبلیغ کنند. حال خواه آن حجت الهی نیز نبی باشد، مانند حضرت لوط در زمان حضرت ابراهیم علیهماالسلام، یا حواریون باشند (مانند: شمعون، که حضرت نرجس خاتون علیهاالسلام از نواده ایشان می‌باشند) و یا امامان علیهم السلام. و بسیارند حجج (حجت‌ها = راهنمایان و دلیلان راه) در ملیت‌های گوناگون و به زبان‌های متفاوت، که الزاماً نبی، امام یا حواری نبوده و نیستند. چنان که علمای راستین اسلام، همه حجج الهی هستند که به زبان‌های گوناگون، قرآن کریم و آموزه‌های اهل عصمت علیهم السلام را به مردم تعلیم می‌دهند.

نبی یا کتاب؟!

یک دوره‌ای فرافکنی شدیدی بود که چرا خداوند متعال، برای هر قومی یک نبی نفرستاد؟!

پس از تکراری شدن این جوّ و روشن شدن پاسخ‌های حلی و نقضی، به ویژه مبنی بر این که خداوند متعال یکصد و بیست و چهار هزار نبی فرستاده که کسی نمی‌دانند کیانند و در کجا بوده‌اند، خال همان سؤال را اینگونه تغییر داده‌اند که چرا برای هر زبانی کتابی نفرستاد، که در واقع همان سؤال است، در قالبی دیگر؟! خلاصه دائماً به جای شناخت، اطاعت و بندگی، می‌گویند: چرا خدا چنین کرد و چرا چنان نکرد؟!

اما دقت کنیم که خداوند متعال که دست کم یصکد و بیست و چهار هزار نبی گسیل نموده است و فقط 313 تن از آنان رسول بوده‌اند، نام از چند کتاب بیشتر نیاورده است، مانند: صحف ابراهیم، زبور داود، تورات موسی، انجیل موسی و قرآن محمد صلوات الله علهیم اجمعین. و بدیهی است که وحی و بالتبع هر کتابی، به زبان پیامبرش نازل گردیده است.

حفظ کتاب آسمانی از تحریف:

خداوند متعال، تمامی دعوت خود و وحی خود را حفظ نموده و می‌نماید، منتهی طریق حفظ فقط آن چیزی نیست که ما می‌دانیم. چنان که اصل دعوت خود را توسط انبیا، اوصیا، اولیا و حجج الهی حفظ نموده است و اصل کتاب و وحی خود را نیز با انتقال به کتب بعدی حفظ نموده است و همه را در قرآن کریم که آخرین کتاب می‌باشد، حفظ نموده است، هر چند که ممکن است تورات و انجیل تحریف نشده، هنوز هم باقی باشد، چنان که زمان پیامبراکرم صلوات الله علیه و آله باقی بود، اما مخفی و کتمانش می‌کردند. (1) و (2) – حتماً رجوع نموده و بخوانید.

 


  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰

 

زمانی برای تسبیح

61- وَمِنَ للَّیْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ لسُّجُودِ

(ق40)-و پاره‏ای از شب را ، و به دنبال-پس از- سجده‏ات او را تسبیح گوی.

تکرار 13 بار

ادبار جمع دبر

چرا توای شکسته دل خدا خدا نمی کنی

خدای بی نیاز را چرا صدا نمی کنی

سحر به باغ ناله ها گل مراد می دمد

به نیمه شب چرا لبی به ناله وا نمی کنی

 

مدیریت خدا

62- لَهُ مُلْکُ لسَّمَاوَاتِ وَلْأَرْضِ وَإِلَى للَّهِ تُرْجَعُ لْأُمُورُ

(حدید5)-ملک آسمان‏ها و زمین از آن او است ، و بازگشت همه امور-کارها- به سوی خداست.

امور جمع امر کارها

تکرار 13 بار

 

آسان تر از بار اول

63-فَسَیَقُولُونَ مَن یُعِیدُنَا قُلِ لَّذِی فَطَرَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ

دوباره می‏پرسند چه کسی ما را برمی‏گرداند ؟ بگو همان که بار اول خلقتان کرد.

مره به معنی بار و جمع آن مرّات

تفاوت بین خلق و فطرَ :فطر آفرینش ابداعی را گویند

تکرار13 بار

 

یکی از گناهان کبیره

64- وَلَا تَقْرَبُواْ لزِّنَى إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِیلًا

(اسراء32)-و نزدیک زنا مشوید که زنا همیشه فاحشه-کاری زشت- بوده و روشی زشت است.

تکرار:13 بار

 

چه کسی ظلم می کند!

65- إِنَّ للَّهَ لَا یَظْلِمُ لنَّاسَ شَیْئاً وَلَـکِنَّ لنَّاسَ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ

(یونس44)-خدا به مردم به اندازه سر سوزنی ظلم نمی‏کند و لیکن این خود مردمند که به خویشتن ستم می‏کنند

تکرار:13بار

هرچه کنی به خود کنی

گر همه نیک و بد کنی

 

معجزه نشانه پیامبری

66- قَالَ إِن کُنتَ جِئْتَ بِئَایَةٍ فَأْتِ بِهَا إِن کُنتَ مِنَ لصَّادِقِینَ

(اعراف106)-گفت اگر راست می‏گویی معجزه‏ای آورده‏ای آن را بیار.

تکرار:13 بار

67- یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِیهَا نَعِیمٌ مُّقِیمٌ

(توبه21)-پروردگارشان به رحمتی از خود و رضوان -خشنودی-و بهشتهائی بشارت می‏دهد که در آنست نعمتهائی دائم.

تکرار :13بار

 

معبودهای بی فایده

68- وَیَعْبُدُونَ مِن دُونِ للَّهِ مَا لَا یَمْلِکُ لَهُمْ رِزْقاً مِّنَ لسَّمَاوَاتِ وَلْأَرْضِ شَیْئاً وَلَا یَسْتَطِیعُونَ

(نحل73)-و غیر خدا چیزهایی می‏پرستند که برای آنها از آسمان و زمین به هیچ وجه روزی‏ای ندارند و نتوانند داد.

تکرار:13 بار

 

برکت ازدواج

69- وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیْهَا

(اعراف 189)و همسر او را از او آفرید تا بدو آرام گیرد.

زوج- ازواج=همسر همسران

تکرار:17 بار

 

عذاب قوم نوح

70- وَقَوْمَ نُوحٍ لَّمَّا کَذَّبُواْ لرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ ءَایَةً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِینَ عَذَاباً أَلِیماً

(فرقان37)-و قوم نوح چون پیغمبران را دروغگو شمردند ، غرقشان کردیم و عبرت برای مردمان ساختیم ، و برای ستمگران عذابی دردآور آماده کردیم.

تکرار:13 بار

71- قَالَ إِنَّمَا لْعِلْمُ عِندَ للَّهِ وَأُبَلِّغُکُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَـکِنِّی أَرَاکُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ

(احقاف23)-هود گفت : علم تنها نزد خداست و آنچه من می‏گویم تنها رسالتی است که مامورم به شما ابلاغ کنم اما این را هم بدانید که من شما را مردمی جاهل می‏دانم.(می بینم)

تکرار:13 بار


72- فَذَرْهُمْ یَخُوضُواْ وَیَلْعَبُواْ حَتَّى یُلَاقُواْ یَوْمَهُمُ لَّذِی یُوعَدُونَ

(زخرف83)-پس رهایشان کن در اباطیل خود فرو روند ، و سرگرم باشند ، تا روزی را که وعده داده شده‏اند دیدارکنند.

تکرار 13 بار

چندین چراغ دارد و بیراهه می رود

بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش

 

خلقت انسان

73- خَلَقَ لْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُّبِینٌ

(نحل4)-انسان را از نطفه‏ای آفریده و اینک ستیزه‏گری آشکار است.

تکرار12 بار

 

در محضر خدا

74- أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ للَّهَ یَرَى

 (علق14)-آیا نمی‏دانست که خدا او را می‏بیند ؟ !

تکرار: 12بار

 

75- وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى

و گذشت کردن شما به پرهیزکاری نزدیکتر است

تکرار :12 بار

که حق مهربان است بر دادگر

ببخشای و بخشایش حق نگر

 

 

  • سید محمد عبداللهی