اسماء الحسنی

آموزه های قرآنی(تفسیر و علوم قرآنی-مسابقات قرآنی)

اسماء الحسنی

آموزه های قرآنی(تفسیر و علوم قرآنی-مسابقات قرآنی)

اسماء الحسنی

پل ارتباطی با نویسنده و بلاگ در پیام رسان ها با شماره 09218305249

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات
نویسندگان

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قرآن» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰


دوستان بزرگوار برنامه درسی طبق اعلام رادیو قرآن تقدیم حضور می شود

ضمنا با توفیق الهی کلیه فایل های صوتی ضمن خدمت

در این وبلاگ نیز بارگزاری خواهد شد.




به زودی متن "word" محتوی کلیه برنامه آموزشی شمیم دانش در همین وبلاگ بارگذاری می شود.

 

فایل های صوتی کلیه جلسات برنامه روزانه بارگذاری می شود.

 

دریافت فایل صوتی ادبیات داستانی(درس اول)

دریافت فایل صوتی ادبیات داستانی (درس دوم)

دریافت فایل صوتی ادبیات داستانی(درس سوم)

ادبیات داستانی(درس چهارم)

ادبیات داستانی(درس پنجم)

*****

دریافت فایل صوتی زبان قرآن و مفاهیم(درس اول)

دریافت فایل صوتی زبان قرآن و مفاهیم(درس دوم)

دریافت زبان قرآن و مفاهیم(درس سوم)

زبان قرآن و مفاهیم(درس چهارم)

زبان قرآن و مفاهیم(درس پنجم)

*****

دریافت فایل صوتی حفظ سوره ق(درس اول)

دریافت فایل صوتی حفظ سوره ق (درس دوم)

 حفظ سوره ق (درس سوم)

حفظ سوره ق (درس چهارم)

حفظ سوره ق (درس پنجم)

*****

 صوتی سبک زندگی قرآنی(درس اول)

 صوتی سبک زندگی قرآنی(درس دوم)

 سبک زندگی قرآنی(درس سوم)

سبک زندگی قرآنی(درس چهارم) 

سبک زندگی قرآنی(درس پنجم)

*****

  شیوه های تشویق فرزندان به نماز (درس اول)

  شیوه های تشویق به نماز(درس دوم)

شیوه های تشویق به نماز(درس سوم)

 شیوه های تشویق به نماز(درس چهارم)

*****

دریافت فایل صوتی مشاوره از منظر قرآن (درس اول)

دریافت فایل صوتی مشاوره از منظر قرآن(درس دوم)

مشاوره از منظر قرآن(درس سوم)

مشاوره از منظر قرآن(درس چهارم)

  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰

دلایل روانی امکان فهم قرآن

در بین احادیث رسول اکرم (ص) و ائمه ی اطهار (ع) روایاتی بسیار وجود دارد که هر یک از آن ها می تواند دلیلی قاطع بر فهم پذیری قرآن کریم باشد. گر چه روایات موجود در این زمینه از نظر کمیت فراوان است، لکن از جهت کیفیت بیان و نحوه ی استدلال، می توان آنها را تحت چند عنوان متمایز مورد بررسی قرار داد:

الف. بزرگداشت قرآن کریم: روایاتی که درباره ی فضیلت قرآن کریم و بیان علو مقام و عظمت آن وارد شد حاوی تصریحاتی مبنی بر لزوم مراجعه مردم به قرآن کریم، در تمام شؤون زندگی است.
این گونه روایات به مردم توصیه می نماید که در مشکلات و نابسامانی ها به قرآن کریم رجوع کنند؛ دوای تمام دردهای خود را در بین معارف مندرج در آن جستجو کنند و برای رفع هر گونه اختلافی در میان خود از آیات قرآن مجید مدد گیرند.
پیامبر اکرم (ص) بر مردم فرمود:

«فاذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن فانه شافع مشفَّع و ما حل مصدق. من جعله امامه قاده الی الجنه و من جعله خلفه ساقه الی النار. و هو الدلیل یدّل علی خیر سبیل، و هو کتاب تفصیل و بیان و تحصیل، و هو الفصل لیس بالهزل، و له ظهر و بطن، فظاهره حکمه و باطنه علم، ظاهره أنیق و باطنه عمیق، له نجوم و علی نجومه نجوم، لا تُحصی عجائبه و لا تبلی غرائبه، فیه مصابیح الهدی و منار الحکمه و دلیل علی المعروف لمن عرف النصفه. فلیرع رجل بصره و لیبلغ الصفه نظره، ینجو من قطب و یخلص من نشب، فانّ التفکر حیاه قلب البصیر، کما یمشی المشیر فی الظّلمات بالنّور، یحن التخلص و یقل التربص». (طباطبایی 1393: 1 / 12):

پس آن هنگام که فتنه ها همچون پاره های شب دیجور و ظلمانی بر شما هجوم می آورند، به قرآن پناه آورید، زیرا که آن شفاعت کننده ای است که شفاعتش پذیرفته و شکایت کننده ای است که شکایتش مورد قبول است. هر کس آن را پیش روی خود قرار دهد، (قرآن) او را به سوی بهشت رهنمون می شود و هر کس آن را پشت سراندازد (و به آن اعتنایی نکند) او را سوی جهنم خواهد راند. قرآن دلیل و راهنمایی است بر بهترین راه، کتاب جدایی بین حق و باطل و بیان و تحصیل سعادت است کتاب شاخص حقیقت است نه یاوه، ظاهری دارد و باطنی، ظاهرش همه حکمت است و باطنش همه علم، ظاهرش لطیف است و باطنش ژرف و عمیق، قرآن را دلالت ها و علاماتی است و آن دلالت ها را نیز دلالت هایی دیگر. عجایبش بیرون از شمارش است و غرایبش کهنگی ناپذیر، در آن چراغ های هدایت است و مناره های پر فروغ حکمت، قرآن در نزد منصف دلیل و نشان هر کار نیکی است. بنابراین بر هر شخصی لازم است که با چشم بصیرت به بررسی قرآن بپردازد و از دیدگاه صفات فوق بر قرآن نظر افکند، تا آنکه دچار هلاکت نشود. از خلیدن خار به چشمش رهایی یابد، زیرا تفکر مایه ی حیات قلب انسان بینادل است. چنین شخصی به سان چراغ به دستی است که در تاریکی های شب، به کمک نور، راه می رود. او به سهولت می تواند از خطرهای موجود در تاریکی شب، رهایی یابد و بدون اندک توقفی به راه خود ادامه دهد.»
علی بن ابی طالب (ع) نیز در یکی از خطبه های آغاز زمامداریش فرمود:


«انتفعوا ببیان الله و اتعظوا بمواعظ الله و اقبلوا نصیحه الله، فان الله قد اعذر الیکم بالجلیّه و اخذ علیکم الحجه و بیّن لکم محابه من الاعمال و مکارهه منها، لتتبعوا هذه و تجنّبوا هذه...
و اعلموا ان هذا القرآن هو الناصح الّذی لا یغش و الهادی الّذی لا یضلّ و المحدث الّذی لا یکذب. و ما جالس هذا القرآن احد الاّ قام عنه بزیاده و نقصان. زیاده فی هدی و نقصانٌ من عمی. و اعلموا أنّه لیس علی احد بعد القرآن من فاقه و لا لاحد قبل القرآن من غنی. فاستشفعوه من ادوائکم و استعینوا به علی لاوائکم، فانّ فیه شفاء من اکبر الداء و هو الکفر و النفاق و الغی و الضّلال فاسألوا الله به و توجهوا الیه تجبه و لا تسألوا به خلقه. إنه ما توجه العباد الی الله بمثله. و اعلموا أنه شافع و مشفع و قائل و مصدق أنه من شفع له القرآن یوم القیامه شفع فیه، و من محل به القرآن یوم القیامه صدق علیه. فانّه ینادی منادٍ یوم القیامه: «ألا ان کل حارث مبتلی فی حرثه و عاقبه عمله غیر حرثه القرآن» فکونوا من حرثته و أتباعه و استدلوا علی ربّکم و استصحوه علی انفسکم و اتهموا علیه آراءکم و استغشوا فیه اهواءکم. ...» (رضی 1365: 566 و 567 خطبه ی 175)


«از بیان خداوند بهره ببرید و از مواعظش پند آموزید و نصیحت خدا را بپذیرید: زیرا خداوند به سبب امری روشن عذر و بهانه را از سر شما برداشته و حجت را بر شما تمام نموده است و کارهای نیک و زشت را به روشنی برایتان باز گفته است تا از آن پیروی کنید و از این اجتناب نمایید...
و بدانید که این قرآن، چنان نصیحت کننده ای است که هیچ گاه فریب و خیانت در کار او نیست و چنان هدایتگری است که هرگز گمراه نمی کند و آن چنان سخنگویی است که ابداً دروغ نمی گوید هیچ کس همنشین قرآن نشد مگر آنکه پس از جدایی از آن چیزی بر او افزوده گشت و چیزی کاسته. هدایتش افزوده گردید و گمراهیش کاسته. و بدانید و آگاه باشید که هیچ کس را پس از قرآن احتیاج و نیازی نیست و هیچ کس را قبل از آن غنا و بی نیازی وجود ندارد. پس شفای دردهایتان را از آن بخواهید و برای بیچارگان طلب کمک کنید. زیرا شفای بزرگ ترین بیماری ها که همانا کفر و نفاق و گمراهی و ضلالت است در قرآن وجود دارد. پس به واسطه ی قرآن از جانب خدا حاجت خواهید و با تمسک به دوستی و محبت قرآن، یه سوی خدا توجه پیدا کنید و به واسطه ی آن، از خلق خدا چیزی نخواهید که بندگان این چنین به خدا توجه پیدا نمی کنند و بدانید که قرآن شفاعت کننده ای است که شفاعتش پذیرفته و گوینده ی حقایقی است که گفته هایش مورد قبول قرار می گیرد و بدانید که در روز قیامت هر کس را که قرآن شفاعت کند، مورد شفاعت قرار خواهد گرفت و هر کس که مورد شکایت قرآن باشد گفته ی قرآن در مورد او پذیرفته خواهد شد زیرا که منادی آسمانی در روز قیامت ندا در می دهد که «آگاه باشید که هر کشت کننده ای گرفتار کشته ی خود و سرانجام کارش است، جز کشت کنندگان قرآن». پس شما نیز از کشت کنندگان و پیروان آن باشید و آن را دلیل و نشان پروردگار خویش بدانید و آن را پندآموز نفس هاتان قرار دهید و پس از عرضه ی آرای خویش بر آن، در مواضع اختلاف، آرای خویش را متهم کنید و چنان فکر کنید که خواسته ها و هوی و هوس شما در صدد فریب شما هستند».
با اندک تأملی در این روایات و نظایر آن به خوبی روشن می شود که قرآن کریم، از آن رو نازل شده است که مردم با تدبر و تفکر در آیات آن راه رستگاری و صلاح و حیات خویش را باز یابند و از گمراهی ها و تاریکی های تباهی نجات یابند و از انوار درخشان معارف آن بهره مند گردند.
بدیهی است هدفی چنین عالی هنگامی تحقق خواهد یافت که عموم مردم بتوانند از انوار تابناک قرآن بهره برداری کنند و معانی و مقاصد آیات آن را فهم نمایند. دعوت در روایات این باب، تنها در صورتی می تواند سودمند باشد که فهم و درک قرآن مجید برای همگان میسر باشد.
تعابیری دقیق چون «من جعله امامه قاده الی الجنه»، «و هو کتاب تفصیل و بیان و تحصیل»، «فلیرع رجل بصره و لیبلغ الصفه نظره، ینجو من عطب»، «انتفعوا ببیان الله»، «فان الله اعذر الیکم بالجلیه»، «و ما جالس هذا القرآن أحد الاقام عنه بزیاده او نقصان...»، «و استدّلوه علی ربّکم» و «هذا القرآن فیه منار الهدی...» جای کوچک ترین تردیدی را باقی نمی گذارد که فهم و درک مقاصد آیات قرآن از راه تدبر و اجتهاد کافی، امکان پذیر است.

ادامه دارد....

  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰


Image result for ‫دلایل امکان فهم قرآن برای انسان‬‎


در سده های اخیر برخی از محدثان اخباری استنباط احکام و استفاده ی معارف دینی را از قرآن کریم بدون بیان معصومان (علیهم السلام) ناروا شمرده اند. ایشان برای اثبات ادعای خود دلایلی ذکر کرده اند که مقتضای پذیرش آنها اعتقاد به تفسیر ناپذیری قرآن کریم بدون روایات تفسیری معصومان (علیهم السلام) است. مولی امین استر آبادی که از چهره های شاخص این طرز فکر است بابی را تحت این عنوان در کتاب خود منعقد می سازد: «فی بیان انحصار مدرک ما لیس من ضروریات الدین من المسائل الشرعّیه اصلیّه کانت او فرعیه فی السماع عن الصادقین (علیهم السلام)» (بی تا: 128). چنانکه از این عنوان بر می آید وی فهم مسائل شرعی اعم از اصلی یا فرعی (اعتقادات یا احکام ) را صرفاً منوط به بیان امامان (علیهم السلام) می داند. شیخ حر عاملی دیگر شخصیت معروف این موضوع است که بابی را در کتاب خود تحت این عنوان می گشاید: «باب عدم جواز استنباط الاحکام النظریه من ظواهر القرآن الا بعد معرفه تفسیرها من الائمه (ع)» (بی تا 18 / 129). وی در این مبحث به صراحت حجیت ظواهر آیات قرآن کریم را منکر می شود و هر نوع استفاده از آن را منوط به تفسیر امامان (علیهم السلام) می داند. با توجه به محدودیت روایات تفسیری این پرسش اساسی مطرح می شود که تکلیف مسلمانان با آیاتی از قرآن کریم که روایتی در تفسیر آن نقل نگردیده است چیست؟ این مشکل در حوزه ی تفسیر اهل سنت که از روایات تفسیری محدودتری برخوردارند بیشتر رخ می نماید. پرسش دیگر آن است که حتی اگر روایتی در مقام تفسیر یک آیه نقل گردد آیا به این معنی است که تمام بار معنایی که در آن موجود است با آن روایت تبیین گردیده است؟ از آنجا که معصومان (علیهم السلام) همواره سطح درک مخاطب را در پاسخ های خود رعایت می نمودند آیا می توان از روایات تفسیری لزوماً این گونه برداشت کرد که با وجود این روایات آیات تفسیر شده خالی از هر گونه معرفتی است که بتوان با تدبر آن را کشف نمود و اگر چنین است چگونه قرآن کریم با آیاتی محدود می تواند همواره زنده و پا بر جا باشد و رهنمای سعادت زندگی تا پایان بقای بشریت باشد؟! این مقاله با کاوشی در آیات روایات و منابع تفسیری در صدد پاسخ به این پرسش ها تنظیم گردیده و پس از طرح ادله ی فهم پذیری آیات قرآن کریم به نقد ادله ی منکران مبادرت ورزیده است.


ادله ی فهم پذیری قرآن کریم


1. دلایل قرآنی: آیاتی که می تواند برای اثبات فهم پذیری قرآن کریم مورد استناد قرار گیرد به چند دسته تقسیم می شوند:

الف. آیاتی که زبان قرآن کریم را زبان عربی آشکار و فهم پذیر و مطابق با زبان قومی که قرآن کریم بر آنان نازل شده است، معرفی می نماید. مانند:

«و هذا لسانٌ عربیٌّ مُّبینٌ» (نحل: 103): و این، زبان عربی آشکار است.
«و الکتابِ المبینِ إِنَّا جعلناه قرآناً عربیًًّا لَّعلَّکم تعقلون» (زخرف: 2 و 3): قسم به این کتاب روشن. همانا ما آن را قرآنی به زبان عربی گردانیدیم باشد که شما به عقل در یابید.
«و ما أَرسلنا مِن رَّسولٍ إِلاَّ بلسان قومه لیبیِّن لهم» (ابراهیم: 4): و ما هر پیامبری را به زبان قومش فرستادیم تا آنکه (معارف و احکام الهی را) برای آنان بیان کند.
«فإِنَّما یسِّرناهُ بلسانک لعلَّهم یتذکَّرون» (دخان: 58): پس به راستی ما آن را (قرآن را ) به زبان تو آسان کردیم، شاید که ایشان (مردمان) متذکر حقایق آن شوند.

ب. آیاتی که قرآن کریم را به عنوان هدایت، فارق بین حق و باطل و روشنگر هر امری مبهم وصف می نماید. مانند:
«شهر رمضان الَّذی أُنزل فیهِ القرآنُ هدیً لِّلنَّاسِ و بیِّناتٍ مِّن الهدی و الفرقانِ» (بقره: 185 ): ماه رمضان که قرآن در آن نازل شده است. قرآنی که هدایت مردم و راهنمایی و جدا کننده ی حق از باطل است.
«و نزَّلنا علیک الکتابِ تبیاناً لِّکلِّ شیءٍ» (نحل: 89): و ما کتاب را (قرآن را) بر تو فرو فرستادیم تا بیان کننده ی (حقیقت)هر چیز باشد.
«هذا بیانٌ لِّلنَّاس و هدیً و موعظه لَّلمتَّقینَ» (آل عمران: 138): این حجت و بیانی است برای عموم مردم و راهنما و پندی است برای پرهیزکاران.
بدیهی است، کتابی که خود بیانگر حقایق و معارف است و در تاریکی های نادانی و فساد، نور هدایت و وسیله ی نجات است، چگونه می توان تصور کرد که خود مبهم باشد و معانی و مقاصد آن فهم ناپذیر باشد.

ج. آیاتی که با لحنی تند مردم را به تدبر و تعقل در آیات قرآن کریم ترغیب می کند و کسانی را که در فهم آن ها کوتاهی می کنند به شدت نکوهش می نماید. بدیهی است اگر قرآن کریم با تدبر و تأمل فهم پذیر نبود امکان نداشت چنین دستوری از خداوند حکیم صادر گردد؛ در غیر این صورت، تعقل و تفکر، چه سودی می تواند داشته باشد؟ این آیات را می توان جزء این دسته دانست:
«کتابٌ أَنزلناهُ إِلیکَ مبارکٌ لِّیدَّبَّروا آیاته و لیتذکَّر أُولوا الأَلباب» (ص: 29): (این قرآن) کتابی مبارک است که بر تو نازل کردیم، تا (امت) در آیاتش تفکر کنند و صاحبان خرد متذکر حقایق آن شوند.
«أَفلا یتدبَّرونَ القرآنَ أَم علی قلوبٍ أَقفالها» (محمد: 24): آیا در آیات قرآن تدبر نمی کنند، یا آن که بر دلهاشان قفل ها زده شده است؟!
«و لقد یسَّرنا القرآنَ للذِّکر فهل مِن مُّدَّکرٍ» (قمر: 17): و به تحقیق ما فهم قرآن را جهت تذکر و پند مردمان آسان نمودیم. پس آیا پند آموزی هست که از آن پند گیرد؟

د. آیاتی که صریحاً تحدی به قرآن می کند و از مردم می خواهد که اگر به فهم پذیر بودن آن برای عموم مردم ایمان ندارند، دست به دست هم دهند و سوره ای مشابه یک سوره از قرآن کریم بیاورند یا برای اثبات مدعای خود اختلاف و تناقضی در آیاتش بیابند؛ مانند:
«أَفلا یتدبَّرون القرآنَ و لو کانَ مِن عند غیر اللهِ لوجدوا فیهِ اختلافاً کثیراً» (نساء: 82): «آیا در قرآن تدبر نمی کنند؟ که اگر از جانب غیر خداوند یکتا نازل شده بود، هر آینه در آن اختلاف و تناقض بسیاری می یافتند.
«و إِن کنتم فی ریبٍ مِّمَّا نزَّلنا علی عبدنا فأَتوا بسورةٍ مِّن مِّثله و ادعوا شهداءکم مِّن دونِ اللهِ إِن کنتم صادقینَ» (بقره: 23): و اگر در قرآنی که بر بنده خود فرستادیم، شک دارید، پس یک سوره مانند آن را بیاورید. و اگر در گفتار خود صادقید، شاهدان و کمک کاران خود را جز خداوند متعال فرا خوانید.
«قل لَّئن اجتمعت الإنسُ و الجنُّ علی أَن یأتوا بمثل هذا القرآن لا یأتون بمثلهِ و لو کانَ بعضهم لبعضٍ ظهیراً» (اسراء: 88): قطعاً اگر انسان ها و جن ها برای آوردن چیزی قرآنی، گرد هم آیند، اگر چه یکدیگر را پشتیبان و یاور باشند، باز هم نمی توانند مانند آن را بیاورند.
کاملاً واضح است که آیات قرآن کریم تا خود مفهوم و درک پذیر نباشند تحدی آن امری نامعقول است؛ زیرا تحدی در صورتی اجرایی است که طرف مقابل ابتدا منظور تحدی کننده را به خوبی درک کند و آنگاه در صدد مقابله به مثل برآید. اما موضوعی که هنوز مفهوم نیست، مقابله با امری مجهول خواهد بود. مثل آنکه شخصی با حرکت لبان خود، بدون آنکه سخنی از او شنیده شود، از فرد دیگر بخواهد، سخنان او را تکرار کند! با اندک تأملی در آیات یاد شده، نتیجه می شود که تفسیر اجتهادی با مشخصاتی که ذکر شده صحیح ترین راه درک و فهم قرآن کریم است و خود قرآن کریم همگان را به آن دعوت کرده است.

  • سید محمد عبداللهی
  • ۰
  • ۰

نسبت دادن خدای تعالی کلماتی همچون ضلالت، خدعه، مکر، کمک در طغیان، و مسلط کردن شیطان به خود به چه منظوری است؟

جواب :

آنچه خدای تعالی از ضلالت، و خدعه، و مکر، و امداد و کمک در طغیان، و مسلط کردن شیطان، و یا سرپرستی انسانها و یا رفیق کردن شیطان با بعضی از مردم، اینگونه مطالبی که به خود نسبت داده، تماما آن طور منسوب به خدا است، که لایق ساحت قدس او باشد، و به نزاهت او از لوث نقص و قبیح و منکر برنخورد، چون برگشت همه این معانی بالاخره به اضلال و فروع و انواع آن است، و تمامی انحاء اضلال منسوب به خدا، و لائق ساحت او نیست، تا شامل اضلال ابتدائی و بطور اغفال هم بشود. بلکه آنچه از اضلال به او نسبت داده می شود، اضلال به عنوان مجازات است، که افراد طالب ضلالت را بدان مبتلا می کند، چون بعضی افراد به راستی طالب ضلالتند، و به سوء اختیار به استقبالش می روند، همچنانکه خداوند متعال نیز این ضلالت را به خودش نسبت داده و فرمود: یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا و ما یضل به الا الفاسقین، و نیز فرمود: فلما زاغوا أزاغ الله قلوبهم و نیز فرمود: کذلک یضل الله من هو مسرف مرتاب

  • سید محمد عبداللهی
  • ۱
  • ۰

سرآغاز



قرآن

نقش قرآن تا درین عالم نشست

نقش‏های کاهن و پاپ را شکست
فاش گویم آنچه در دل مضمر است

این کتابی نیست چیزی دیگر است
چون بجان دریافت، جان دیگر شود

جان چو دیگر شد جهان دیگر شود

اقبال لاهوری

  • سید محمد عبداللهی