اسماء الحسنی

آموزه های قرآنی(تفسیر و علوم قرآنی-مسابقات قرآنی)

اسماء الحسنی

آموزه های قرآنی(تفسیر و علوم قرآنی-مسابقات قرآنی)

اسماء الحسنی

همانطور که از اسم وبلاگ پیداست موضوع اصلی آن شناخت و معارف قرآن است.نویسنده وبلاگ دانش آموخته حوزه و دانشگاه است که در سطح خارج فقه و اصول و کارشناسی ارشد دروس کلاسیک را گذرانده و مطالعاتی را در بیش از سه دهه بر اساس علایق و انگیزه های شخصی در باره تفسیر و علوم قرآنی دارد.

پل ارتباطی با نویسنده و بلاگ در پیام رسان ها

با شماره 09218305249


دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات
  • ۸ مرداد ۹۷، ۱۲:۰۰ - منتظر المهدی
    خدا قوت
  • ۱ مرداد ۹۷، ۱۸:۴۰ - منتظر المهدی
    خدا قوت
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

نگاشت های تفسیری سوره حجرات آیه 12


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ‌ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ‌ الظَّنِ‌ إِنَ‌ بَعْضَ‌ الظَّنِ‌ إِثْمٌ‌ وَ لاَ تَجَسَّسُوا وَ لاَ یَغْتَبْ‌ بَعْضُکُمْ‌ بَعْضاً أَ یُحِبُ‌ أَحَدُکُمْ‌ أَنْ‌ یَأْکُلَ‌ لَحْمَ‌ أَخِیهِ‌ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ‌ وَ اتَّقُوا اللَّهَ‌ إِنَ‌ اللَّهَ‌ تَوَّابٌ‌ رَحِیمٌ‌.


ای مؤمنان از بسیاری از گمانها پرهیز کنید، چرا که بعضی از گمانها گناه است، و [در کار دیگران‌] تجسس مکنید، و بعضی از شما از بعضی دیگر غیبت نکند، آیا هیچ کدام از شما خوش دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد، که از آن تنفر دارید، و از خداوند پروا کنید که بی‌گمان خداوند توبه‌پذیر مهربان است‌.

 

واژه نگاشت:

ظَنّ: از ریشه ظَننَ -69 بار تکرار در قرآن با مشتقات - «راغب» در «مفردات» مى گوید: «ظنّ» به معناى «اعتقادى» است که از دلیل و قرینه حاصل مى شود، این اعتقاد گاه قوى مى شود و به مرحله یقین مى رسد و گاه ضعیف است و از حد گمان تجاوز نمى کند.

ظن مطلق گمان است و به خوب و بد هر دو متصف می شود.


تَجسَّسوا: از ریشه جسس‌ (۱ باردر قرآن) دست مالیدن براى دانستن ،تجسّس به معنى تفحّص و کنجکاوى از احوال مردم از همین مادّه است، جاسوس را نیز که از اوضاع مردم و محلّ کنجکاوى مى‏کند به همین سبب جاسوس گفته‏اند.

«تجسس» و «تحسس» هر دو به معناى جستجوگرى است، ولى اولى معمولاً در امور نامطلوب مى آید، و دومى غالباً در امر خیر.واژه تحسسوا در سوره یوسف آمده است.


یغتب:ازریشه غیب‌ (۶۰ باربا مشتقات در قرآن آمده است) کلمه غیبت اسم است. بمعنى اغتیاب و بدگوئى. بدگوئى در پشت سر دیگرى. آنچه در غیاب شخص بدگوئى مى‏شود اگر در او باشد آن غیبت است و اگر در وی نباشد بهتان نامیده می‏شود و اگر روبرو گفته شود آن را شتم (فحش) گویند.

 

پیام ها و نکته ها:


* نهی الهی از بدگمانی مومنان نسبت به یکدیگر(اصل بر خوب بودن)

* لزوم حاکمیت روح خوش بینی و پرهیز از شک و بدبینی در جامعه ی اسلامی

* جواز تکیه کردن بر گمان و مظنه در بعضی از موارد(از به کار بردن واژه ی کثیراً چنین برداشت می شود که اگر در همه جا گمان ها م.رد توجه قرار نگیرد چه بسا موارد مهمی باشد که نادیده گرفتن آن موجب صدمه و آسیب به فرد یا جامعه اسلامی بشود.)

* بعضی از گمان ها انسان را در معرض گناه و عکس العمل ناشایست قرار می دهد.

* کافی نبودن گمان و مظنه برای متهم ساختن مومن و داوری علیه او

* مترتب شدن گناه بر برخی گمان ها مقتضی آن است که انسان هرچه بیشتر از بدگمانی نسبت به مومنان اجتناب و پرهیز کند.

* لزوم پرهیزورود به زمینه های لغزش و ابتلا به گناه(مسیر گمان و گمان پروری مسیر امنی نیست و منجر به انحراف از مسیر صحیح می شود)

* رواج بدگمانی تهدیدی جدی برای اخوت اسلامی است(در دو آیه قبل فرمود مومنان برادرند و در اینجا از بدگمانی پرهیز می دهد و این یک هشدار تلقی می شود.)

* ممنوعیت تجسس و جستار در عیوب و کاستی های زندگی شخصی مومنان

* بدگمانی به مومنان زمینه کشیده شدن به تجسس و کنجکاوی های ممنوع می شود.

* خداوند،خواهان حفظ آبروی مومنان و بر ملا نشدن کاستی های افراد است

* ممنوعیت غیبت و بدگویی مومنان در غیاب یکدیگر

* بدگمانی و تجسس زمینه ورود به غیبت(ترتیب لفظی بیانگر ترتیب حقیقی. در آیه دقت شود)

* تجسس و غیبت عامل گسستن برادری های مومنانه

* ریخت آبروی مومن به منزله خوردن گوشت بدن بی جان او

* توجه به ماهیت غیبت و حقیقت آن موجب انزجار و تنفر و دوری از آن

* جواز غیبت غیر مومنان(فاسقان)به قرینه بعضکم بعضا

* تجسس در عیوب مانند غیبت به منزله خوردن گوشت مرده برادر دینی

* بدگمانی ،تجسس ،غیبت بی تقوایی و گناه است و نیازمند توبه

* خداوند تواب (توبه و بازگشت پذیر)و رحیم و مهرورز است.(توبه کنید مورد مهر الهی قرار می گیرید)

* بدگمانی،تجسس و غیبت با توبه به درگاه خداوند قابل جبران است.

* پذیرش توبه مومنان جلوه رحمت خاص الهی نسبت به ایشان است.

* ایمان تعهد آور است،مومن باید از یک سری افکار و اعمال دوری نماید.

* برای دوری از گناهان حتمی باید از گناهان احتمالی اجتناب کنیم.

* در جامعه ایمانی اصل بر اعتماد،کرامت ،و برائت انسان هاست.

* برای جلوگیری از غیبت مبادی ورودی آن را مسدود کنیم.(گمان بد،تجسس)

* باطن و ملکوت گناه خباثت و تفر آور است.

* از شیوه های تبلیغ و تربیت استفاده از مثال و تمثیل است.

* در شیوه نهی از منکر از تعبیرات عاطفی استفاده کنیم.

* غیبت نوعی درنده خویی است.

* توبه یعنی در اسلام بن بست وجود ندارد.

 

نکته های تکمیلی:

·        در ادامه آیه قبل، این آیه نیز به عواملى چون سوءظن، تجسّس و غیبت، که صلح و صفا و اخوّت میان مؤمنان را به هم مى‏زند اشاره مى‏کند.

·        در قرآن، به حسن ظن سفارش شده و از گمان بد نسبت به دیگران نهى گردیده است. در سوره‏ى نور مى‏خوانیم: «لولا اِذ سَمِعتُموه ظَنّ المؤمنونَ و المؤمنات باَنفسِهم خَیراً» چرا در باره‏ى شنیده‏هاى خود نسبت به مردان و زنان با ایمان، حسن ظن ندارید؟

·        همان‏گونه که آیه‏ى نهم این سوره، براى امنیّت و حفظ جان مردم، همه‏ى مسلمانان را مسئول مبارزه با یاغى و تجاوزگر دانست، این آیه نیز براى حفظ آبروى مردم؛ سوءظن، تجسّس و غیبت را حرام کرده است.

·        امروزه حقوق‏دانان جهان، از حقوق بشر حرف مى‏زنند، ولى اسلام به مسائلى از قبیل تمسخر، تحقیر، تجسّس و غیبت توجّه دارد که حقوق‏دانان از آن غافلند.

·        هیچ گناهى مثل غیبت به درّندگى بى‏رحمانه تشبیه نشده است. آرى، حتّى حیوانات درنده هم نسبت به هم جنس خود تعرّض نمى‏ کند.

سوء ظن:


اقسام سوء ظن و بدگمانى‏

سوء ظن اقسامى دارد که بعضى پسندیده و برخى ناپسند است:

1. سوءظن به خدا، چنانکه در حدیث مى‏ خوانیم: کسى که از ترس خرج ومخارج زندگى ازدواج نمى ‏کند، در حقیقت به خدا سوء ظن دارد؛ گویا خیال مى ‏کند اگر تنها باشد خدا قادر است رزق او را بدهد، ولى اگر همسر داشته باشد، خدا قدرت ندارد. این سوءظن، مورد نهى است.

2. سوء ظن به مردم، که در این آیه از آن نهى شده است.

3. سوء ظن به خود، که مورد ستایش است. زیرا انسان نباید به خود حسن ظن داشته باشد و همه کارهاى خود را بى عیب بپندارد. حضرت على‏ علیه السلام در برشمردن صفات متّقین در خطبه همام مى ‏فرماید: یکى از کمالات افراد باتقوا آن است که نسبت به خودشان سوء ظن دارند.

آرى، افرادى که خود را بى ‏عیب مى ‏دانند، در حقیقت نور علم و ایمانشان کم است و با نور کم، انسان چیزى نمى ‏بیند. اگر شما با یک چراغ قوّه وارد سالنى بزرگ شوید، جز اشیاى بزرگ چیزى را نمى ‏بینید، ولى اگر با نور قوى مانند پرژکتور وارد سالن شدید، حتّى اگر چوب کبریت یا سنجاقى در سالن باشد مى ‏توانید آن را ببینید.

افرادى که نور ایمانشان کم است، جز گناهان بزرگ چیزى به نظرشان نمى ‏آید و لذا گاهى مى ‏گویند: ما که کسى را نکشته ‏ایم! از دیوار خانه‏ اى که بالا نرفته ‏ایم! و گناه را تنها این قبیل کارها مى‏ پندارند، امّا اگر نور ایمان زیاد باشد،  تمام لغزش‏هاى ریز خود را نیز مى‏ بینند و به درگاه خدا ناله و استغفار مى ‏کنند.

اگر کسى نسبت به خود خوش‏بین شد، هرگز ترقّى نمى ‏کند. او مثل کسى است که دائماً به پشت سر خود و به راههاى طى شده نگاه مى‏ کند و به آن مغرور مى ‏شود، ولى اگر به جلو نگاه کند و راههاى نرفته را ببیند، خواهد دانست که نرفته ‏ها چند برابر راههاى رفته است!

توجّه به این نکته لازم است که معناى حسن ‏ظن؛ سادگى، زودباورى، سطحى ‏نگرى و غفلت از توطئه‏ ها و شیطنت ‏ها نیست. اُمّت اسلامى هرگز نباید به خاطر حسن ظن‏ هاى نابجا، دچار غفلت شده ودر دام صیادان قرار گیرد.

 

غیبت و پیامدهای آن:

غیبت آن است که انسان در غیاب شخصى چیزى بگوید که مردم از آن خبر نداشته باشند و اگر آن شخص بشنود، ناراحت شود.(

رسول خداصلى الله علیه وآله فرمود: دست از سر مرده ‏ها بردارید و بدى ‏هاى آنان را بازگو نکنید، کسى که مُرد، خوبى ‏هایش را بیان کند.

امام صادق‏ علیه السلام فرمود: غیبت کننده اگر توبه کند، آخرین کسى است که وارد بهشت مى ‏شود و اگر توبه نکند، اوّلین کسى است که به دوزخ برده مى ‏شود.

امام رضا علیه السلام از امام سجاد علیه السلام نقل مى‏کند که هر کس از ریختن آبروى مسلمانان خود را حفظ کند، خداوند در قیامت لغزشهاى او را نادیده مى ‏گیرد.

پیامبر اکرم ‏صلى الله علیه وآله فرمودند: هر کس زن یا مردى را غیبت کند، تا چهل روز نماز و روزه‏اش پذیرفته نمى ‏شود.

پیامبرصلى الله علیه وآله فرمودند: در قیامت هنگامى که نامه‏ ى اعمال انسان به دست او داده مى ‏شود، عدّه ‏اى مى ‏گویند: چرا کارهاى خوب ما در آن ثبت نشده است؟ به آنها گفته مى ‏شود: خداوند، نه چیزى را کم و نه چیزى را فراموش مى ‏کند، بلکه کارهاى خوب شما به خاطر غیبتى که کرده‏ اید از بین رفته است. در مقابل افراد دیگرى، کارهاى نیک فراوانى در نامه‏ ى  عمل خود مى ‏بینند و گمان مى ‏کنند که این پرونده از آنان نیست، به آنها مى ‏گویند: به‏ واسطه‏ ى غیبت ‏شدن، نیکى‏ هاى کسى که شما را غیبت کرده، براى شما ثبت شده است.

سؤال: چرا در روایات کیفر یک لحظه غیبت کردن، محور نابودى عبادات چند ساله‏ ى انسان بیان شده است؟ آیا این نوع کیفر عادلانه است؟

پاسخ: همان گونه که غیبت کننده در یک لحظه، آبرویى را که مؤمن سال‏ها به دست آمده مى ‏ریزد، خداوند هم عباداتى را که او سال‏ها بدست آورده از بین مى ‏برد. بنابراین محو عبادات چندساله، یک کیفر عادلانه است.

رسول خداصلى الله علیه وآله در آخرین سفر خود به مکّه فرمودند: خون و مال و آبروى مسلمان، محترم است، همان گونه که این ماه ذى‏ الحجة و این ایام حج محترم است.

در روایات، نام غیبت کننده در کنار کسى آمده که دائماً شراب مى ‏خورد. «تحرم الجَنّة على المغتاب و مُدمِن الخمر» کسى که غیبت مى‏کند و شراب مى ‏نوشد، از بهشت محروم است.

بر اساس روایات، کسى که عیوب برادر دینى خود را پى‏گیرى (و براى دیگران نقل) کند، خداوند زشتى ‏هاى او را آشکار مى ‏کند.

پیامبرصلى الله علیه وآله فرمودند: یک درهم ربا، از سى و شش زنا بدتر است و بزرگ‏ترین ربا، معامله با آبروى مسلمان است.

در حدیث مى ‏خوانیم: نشستن در مسجد به انتظار نمازِ جماعت، عبادت است البتّه مادامى که منجر به غیبت نشود.

پیامبرصلى الله علیه وآله در آخرین خطبه خود در مدینه فرمودند: اگر کسى غیبت کند، روزه ‏ى او باطل است. یعنى از برکات وآثار معنویى که یک روزه‏ دار برخوردار است، محروم مى‏شود.

اگر از بدن انسان زنده قطع ه‏اى جدا شود، امکان پر شدن جاى آن هست، ولى اگر از مرده چیزى کنده شود، جاى آن همچنان خالى مى ‏ماند. غیبت، بردن آبروى مردم است و آبرو که رفت دیگر جبران نمى ‏شود. «لحم اخیه میتاً»

جبران غیبت‏:

براى جبران غیبت‏ هایى که در گذشته مرتکب شده ‏ایم، در صورتى که غیبت‏ شونده زنده و در قید حیات است؛ اگر به او بگوییم که ما غیبت تو را کرده‏ ایم ناراحت مى ‏شود، به گفته بعضى مراجع تقلید، نباید به او گفت، بلکه باید بین خود و خداوند توبه کرد و اگر امکان دسترسى به شنوندگان غیبت است، به گونه‏اى با ذکر خیر و تکریم آن فرد، تحقیر گذشته را جبران کنیم و اگر غیبت‏  شونده ناراحت نمى ‏شود، از خود او حلالیّت بخواهیم؛ اما اگر غیبت شونده از دنیا رفته است، باید توبه کرده و از درگاه خداوند عذرخواهى کنیم که البتّه خداوند توبه ‏پذیر و بخشنده است.

شیخ طوسى در شرح تجرید، بر اساس حدیثى از پیامبرصلى الله علیه وآله مى ‏فرماید: اگر غیبت شونده، غیبت را شنیده است، جبران آن به این است که نزد او برویم و عذرخواهى کرده و حلالیّت بخواهیم، امّا اگر نشنیده است، باید هرگاه یادى از غیبت شونده کردیم، براى او استغفار نماییم. «انّ کفّارة الغیبة أن تستغفر لمَن اغتبتَه کلّما ذکرتَه»(

موارد جواز غیبت‏:

در مواردى، غیبت کردن جایز است که به بعضى از آنها اشاره مى ‏کنیم:

1. در مقام مشورت در کارهاى مهم؛ یعنى اگر شخصى درباره‏ى دیگرى در مورد ازدواج و گزینش و مسئولیت دادن و... مشورت خواست، ما مى ‏توانیم عیب‏هاى آن فرد را به مشورت کننده بگوییم.

2. براى ردّ سخن و عقیده‏ى باطلِ اشخاصى که داراى چنین اعتقاداتى هستند، نقل سخن و عیب سخن آنها جایز است، تا مبادا مردم دنباله ‏رو آنها شوند.

3. براى گواهى دادن نزد قاضى، باید حقیقت را گفت گرچه غیبت باشد.

4. براى اظهار مظلومیّت، بیان کردن ظلم ظالم مانعى ندارد.

5. کسى‏ که بدون حیا و آشکارا گناه مى ‏کند، غیبت او مانعى ندارد ندارد.

6. براى ردّ ادعاهاى پوچ، غیبت مانعى ندارد. کسى که مى‏ گوید: من مجتهدم، دکترم، سیّدم، و ما مى ‏دانیم که او اهل این صفات نیست، جایز است به مردم آگاهى دهیم تا فریب نخورند.

شنیدن غیبت‏:

وظیفه شنونده، گوش ندادن به غیبت ودفاع از مؤمن است. در حدیث مى‏ خوانیم: «السّاکتُ شَریکُ القائل» کسى که غیبت را بشنود و سکوت کند، شریکِ جرم گوینده است.

پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: هر کس غیبتى را بشنود و آن را ردّ کند، خداوند هزار باب شرّ را در دنیا و آخرت بر او مى ‏بندد، ولى اگر ساکت بود و گوش داد، گناه گوینده نیز براى او ثبت مى ‏شود. و اگر بتواند غیبت‏ شونده را یارى کند، ولى یارى نکند، در دو دنیا خوار و ذلیل مى ‏شود.

در روایتى، غیبت کردن؛ کفر و شنیدن و راضى بودن به آن، شرک دانسته شده است.

در آیه‏ ى 36 سوره اسراء مى‏ خوانیم: «انّ السّمع و البصر والفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسئولا» هر یک از گوش و چشم و دل انسان، در قیامت مورد بازخواست قرار مى ‏گیرند. بنابراین ما حق شنیدن هرحرفى را نداریم.
  • ۹۷/۰۶/۲۲
  • سید محمد عبداللهی

بدگمانی

تجسس

جامعه ایمانی

سوره حجرات

غیبت

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی